نشان مي‌دهند که شرکت تا چه حد قادر به پرداخت بدهي‌هاي خود در سررسيد مي‌باشد. در تجزيه و تحليل، توانايي پرداخت بدهي‌هاي بلندمدت هر ساختار سرمايه مورد توجه قرار مي‌گيرد. توانايي پرداخت بدهي‌ها به سودآوري شرکت نيز بستگي دارد زيرا در بلندمدت، در صورتي شرکت قادر است بدهي‌هايش را پرداخت کند که سودآور باشد.
وقتي بدهي‌ها بيش از حد باشد تأمين مالي اضافي بايد ابتدا از طريق منابع حقوق صاحبان سهام صورت گيرد. ليکن مديريت ممکن است تأمين مالي از طريق تمديد تاريخ سررسيد بدهي و نحوه بازپرداخت آن را نيز مورد توجه قرار دهد. برخي از نسبتهاي اهرمي عبارتند از:
الف) نسبت بدهي ( مجموع بدهي‌ها تقسيم بر مجموع دارايي‌ها )
ب)نسبت بدهي به حقوق صاحبان سهام ( مجموع بدهي‌ها تقسيم بر حقوق صاحبان سهام )
ج) نسبت پوشش هزينه‌هاي بهره ( دفعات تحصيل هزينه بهره )
4- نسبتهاي سودآوري
نسبتهاي سودآوري ميزان سودآوري شرکت در يک دوره را نشان مي‌دهد. توانايي تحصيل سود و بازده کافي سرمايه‌گذاري، معيار سلامت مالي و مديريت مؤثر شرکت است. معمولاً سرمايه‌گذاران مايل نيستند در شرکتهايي که توانايي سودآوري ضعيفي دارند سرمايه‌گذاري کنند، زيرا سودآوري ضعيف بر قيمت بازار سهام و توانايي پرداخت سود سهام شرکت تأثير بسزايي دارد. اعتبار دهندگان نيز به اين گونه شرکتها علاقه‌اي ندارند زيرا ممکن است طلب آنها وصول نشود. در تجزيه و تحليل نسبتهاي سودآوري، مبلغ سود را بايد نه بطور مطلق بلكه در ارتباط با منبع تحصيل آن مورد بررسي قرار داد. برخي از نسبتهاي مهمي که نتايج عمليات شرکت را اندازه‌گيري مي‌کنند به شرح زير است:
الف) نسبت سود ناخالص
حاشية سود ناخالص، درصد هر ريال فروش را نشان مي‌دهد که پس از کسر قيمت تمام شده کالاي فروش رفته باقي مي‌ماند. هرچه سود ناخالص بيشتر باشد، بهتر است. سود ناخالص نيز ما به التفاوت فروش خالص و قيمت تمام شده کالاي فروش رفته مي‌باشد.
( رابطه 16-3-2 ) نسبت سود ناخالص
سود ناخالص
= حاشيه سود ناخالص
فروش خالص
ب) نسبت سود خالص ( بازده فروش )
حاشية سود خالص، نسبت سود خالص به فروش است. اين نسبت سودآوري درآمدها را نشان مي‌دهد. در نتيجه معيار مهمي براي ارزيابي عملکرد عملياتي شرکت مي‌باشد، همچنين اين نسبت در زمينه اثرات قيمت‌گذاري محصولات، ترکيب بهاي تمام شده و کارآيي توليد نيز اشاراتي ضمني ارائه مي‌دهد.
( رابطه 17-3-2 ) بازده فروش
سود خالص
= حاشيه سود خالص (بازده فروش)
فروش خالص
ج) بازده سرمايه‌گذاري
بازده سرمايه‌گذاري معيار مهمي براي اندازه‌گيري عملکرد است و سود حاصل از سرمايه‌گذاري‌ها را نشان مي‌دهد. بديهي است اگر ارزش روز دارايي‌ها نسبت به ارزش دفتري تفاوت قابل توجهي داشته باشد، بازده سرمايه‌گذاري واقعي نخواهد بود. دو نسبت براي ارزيابي بازده سرمايه‌گذاري وجود دارد که عبارتند از: بازده مجموع دارايي‌ها ( ROA ) و مجموع حقوق صاحبان سهام ( ROE ).
ج-1) بازده مجموع دارايي‌ها ( ROA )
ميزان سود شرکت نسبت به کل دارايي‌هاي بکار گرفته شده را نشان مي‌دهد. اين نسبت، ميزان کارايي مديريت را در کاربرد منابع موجود در جهت تحصيل سود نشان مي‌دهد.
( رابطه 18-3-2 ) ROA
سود خالص
= نرخ بازده دارايي‌ها
متوسط مجموع دارايي‌ها
بازده مجموع دارايي‌ها را مي‌توان به صورت ديگري نيز نشان داد که به فرمول دوپونت معروف است و در آن ارتباط بين حاشيه سود و گردش مجموع دارايي‌ها نشان داده مي‌شود. اين رابطه به شرح زير است:
( رابطه 19-3-2 ) ROA- فرمول دوپونت
فروش خالص
×
سود خالص
=
سود خالص
متوسط مجموع دارايي‌ها
فروش خالص
متوسط مجموع دارايي‌ها
در نتيجه:
گردش مجموع دارايي‌ها ÷ حاشيه سود خالص = بازده مجموع دارايي‌ها
همانطور که فرمول نشان مي‌دهد بازده مجموع دارايي‌ها را مي‌توان از طريق افزايش حاشيه سود يا گردش مجموع دارايي‌ها افزايش داد. البته نسبت اخير تا اندازه‌اي به نوع صنعت بستگي دارد. براي مثال خرده‌فروشان و مشابه آنها امکان بالقوه بيشتري براي افزايش نسبت گردش مجموع دارايي‌ها دارند تا شرکتهاي خدماتي و آب و برق.
با وجود اين، حاشيه سود در يک صنعت مي‌تواند بسيار متغير باشد، زيرا تابعي از فروش، کنترل هزينه‌ها و قيمتها مي‌باشد. در نتيجه شرکتي که سعي در افزايش بازده مجموع دارايي‌ها دارد مي‌تواند با استفاده از رابطه متقابلي که در فرمول دوپونت وجود دارد، عوامل مؤثر را شناسايي کند.
بطور کلي نرخ بازده دارايي‌ها (ROA) يک نسبت سودآوري است و بيانگر آن است که سود هر ريال از وجوه سرمايه‌گذاري شده در شرکت را محاسبه مي‌نمايند.
به اين ترتيب که “سود بعد از کسر بهره و ماليات” را بر “کل دارايي‌ها” تقسيم مي‌نمايند. اگر يک شرکت بر سرمايه‌گذاري‌هاي خود بيافزايد، ولي نتواند به تناسب مقدار سود پس از کسر ماليات خود را افزايش دهد، نرخ بازده دارايي (ROA) کاهش مي‌يابد و بنابراين، افزايش حجم سرمايه‌گذاري شرکت به خودي خود باعث بهبود وضع مالي سهامداران نمي‌شود.
ج-2) بازده حقوق صاحبان سهام عادي (ROE)
بازده سرمايه‌گذاري صاحبان سهام عادي را نشان مي‌دهد.
( رابطه 20-3-2 ) ROE
NIAT
=
سود متعلق به سهامداران عادي
=
بازده سهامداران عادي (ROE)
ميانگين ارزش ويژه
متوسط حقوق سهامداران عادي
با استفاده از بازده مجموع دارايي‌ها و نسبت بدهي نيز مي‌توان بازده حقوق صاحبان سهام عادي را محاسبه کرد :
1
×
بازده مجموع دارايي‌ها
=
بازده حقوق صاحبان سهام عادي
نسبت حقوق صاحبان سهام
مجموع دارايي‌ها
×
بازده مجموع دارايي‌ها
=
بازده حقوق صاحبان سهام عادي
حقوق صاحبان سهام عادي
ROE=(دارايي‌ها مجموع بازده)/(1-بدهي نسبت)-ROA/(1-DC?TA)=ROA/(1-DR)
بازده حقوق صاحبان سهام عادي (ROE) نيز يک نسبت سودآوري است و بيانگر اين است که هر يک ريال از حقوق صاحبان سهام سبب ايجاد چه مقدار سود براي شرکت مي‌شود؟ به اين ترتيب که “سود پس از کسر بهره و ماليات” را بر حقوق صاحبان سهام تقسيم مينمايد. با استفاده از اين نسبت رابطه بين سود و ارزش ويژه شرکت مشخص ميشود.
د) نرخ بازده داراييهاي ثابت
يکي ديگر از نسبتهاي سودآوري است. با اين نسبت سود هر ريال از وجوه سرمايهگذاري شده در داراييهاي ثابت شرکت را محاسبه مينمايند، به اين ترتيب که سود بعد از کسر بهره و ماليات را بر ميانگين کل داراييهاي ثابت تقسيم مينمايند. در برخي از شرکتها ممکن است که داراييهاي ثابت آن شرکت نقش مهمتري در کسب سودآوري شرکت داشته باشند. بنابراين نسبت بازدهي داراييهايي ثابت آن شرکت نقش مهمتري در کسب سودآوري شرکت داشته باشد. بنابراين نسبت بازدهي داراييهاي ثابت نيز ميتواند يکي از فاکتورهاي لازم جهت نسبت فرضيات تحقيق حاضر باشد فرمول محاسبه آن به اين صورت ميباشد.
( رابطه 21-3-2 ) نرخ بازده داراييهاي ثابت
سود خالص
=
نسبت دارائيهاي ثابت (نرخ بازده دارائي‌هاي ثابت)
دارائي‌هاي ثابت
همانطور که قبلاً بدان اشاره گرديد هر چقدر سرمايهگذاري در داراييهاي ثابت يک شرکت بيشتر باشد، بالطبع هزينههاي ثابت آن شرکت هم بالاتر ميرود. با افزايش هزينههاي ثابت شرکت در مواقع رکود اقتصادي و كاهش فروش شرکت ريسک تجاري شرکت هم بالا ميرود افزايش ريسک تجاري شرکت ساعت افزايش نرخ بازده مورد انتظار سهامداران عادي ميشود، لذا با بکارگيري داراييهاي ثابت مناسب و مطلوب مديريت سعي ميکند که نرخ بازده داراييهاي ثابت را در حد مطلوب حفظ کند تا نهايتاً به هدف مورد نظر گه همانا افزايش ارزش شركت و افزايش ثروت سهامداران است، دست يابد.
ه- نسبتهاي ارزش بازار
آخرين گروه نسبتهاي مالي، معيارهايي هستند كه بين قيمت بازار و ارزش دفتري هر سهم، سود ارتباط برقرار مي كنند. اين گروه شامل نسبت هاي مربوط به سود سهام نيز هستند.
حال كه در مورد نسبت هاي مالي و چگونگي تاثير آنها در تصميم گيري مديران شركتها توضيح داده شد در ادامه به بررسي نرخ بازده مورد انتظار ( نرخ هزينه سرمايه ) مي پردازيم.
7-4-2 نرخ بازده مورد انتظار
همانطور که قبلاً بدان اشاره گرديد شرکتها جهت تأمين مالي روشهاي مختلفي را برميگزيند. مثلاً ممکن است از طريق وامهاي بانکي و يا صدور اوراق مشارکت نياز مالي خود را تأمين کنند و يا ممکن است با بررسي شرايط اقتصادي بنا به مصلحت وضعيت مالي شرکت مبادرت به افزايش سرمايه ( صدور سهام جديد ) نمايند.
هر يک از اين روشهاي تإمين مالي براي شرکت هزينهاي در بر دارد شرکتها در اين منابع مالي ميبايست حداقل به اندازه هزينه تأمين مالي ميزان سودآوري شرکت را افزايش دهند. اين حداقل نرخ هزينه سرمايه همان نرخ بازده مورد انتظار سرمايه گذاران مي باشد. به عبارتي ديگر : ” نرخ هزينه سرمايه ( بازده مورد انتظار )، حداقل نرخي است که سرمايهگذار از سرمايه گذاري خود انتظار دارد.” اين نرخ، معادل متوسط نرخي است که شرکت بابت تأمين مالي از طريق وام اوراق مشارکت و انواع سهام متحمل ميشود.
طبيعي است ارزش شركت وقتي حفظ خواهد شد كه منافع حاصل از سرمايه گذاري ( بازده )، حداقل هزينة تامين مالي ( هزينه سرمايه ) را پوشش دهد.
تفاوت نرخ بازده مورد انتظار با هزينه سرمايه در اين است كه سرمايه گذار در نرخ بازده مورد انتظار، علاوه بر هزينه سرمايه، درصدي را نيز بابت جبران پذيرش ريسك يا پوشش انتظارات خود مطالبه خواهد كرد. به عبارتي ديگر :
صرف ريسك مورد انتظار+ هزينه سرمايه = نرخ بازده مورد انتظار
بنابراين بازده مورد انتظار مساوي يا بيشتر از هزينه سرمايه خواهد بود.
8-4-2 نرخ بازده سهام
اين نرخ بيانگر ميزان رشد سهام يك شركت پس از يك سال مي باشد. براي محاسبه اين نرخ كلية عوايد دريافتي يا مابه التفاوت قيمت فعلي سهام با قيمت خريد اوليه جمع شده و بر قيمت خريد اوليه سهام تقسـيم مي شود :
( رابطه 22-3-2 ) نرخ بازده سهام
( قيمت اوليه خريد- قيمت فعلي سهام ) + كلية عوايد دريافتي
=
نرخ بازده سهام
قيمت اولية خريد
مثلاً اگر سهامداري در ابتداي دوره مالي سهام شركتي را به قيمت 10.000 ريال خريداري كرده باشد و در پايان دوره بابت سود خالص 1.000 ريال دريافت كرده باشد و سهام خود را در پايان دوره به 11.000 ريال فروخته باشد، ميزان نرخ بازده سهام وي به شرح زير خواهد بود :
نرخ بازده سهام
يعني نرخ بازده سهام مذكور 20% مي باشد.
در بخش چهارم که آخرين بخش از فصل دوم ميباشد به بررسي تحقيقات مشابهي که در زمينه روشهاي تأمين مالي (افزايش سرمايه) و تأثير آن بر بازدهي شرکتها و نتايج تحقيقات و هدف از انجام تحقيق حاضر ميپردازيم.
5-2 بخش چهارم: سوابق تحقيق
قبل از آنکه به بررسي سوابق تحقيق حاضر بپردازيم، ذکر مواردي چند ضروري به نظر ميرسد. اصولاً بازار سرمايه در اغلب کشورهاي صنعتي که حداقل ميتوان گفت کارآتر از بازار سرمايه ايران ميباشند، بازاري مرکب از انواع اوراق بهادار اعم از اوراق سهام يا بدهي است. بدين ترتيب نتيجه گرفته ميشود که شرکتهاي خارجي در تأمين منابع مالي مورد نياز خود و به عبارت ديگر در آرايش ساختار سرمايه خود حق انتخاب ميان سهام يا بدهي را دارند. حال آنکه بازار سرمايه ايران که نمود رسمي آن، بورس اوراق بهادار تهران است، صرفاً محدود به اوراق سهام، آن هم از نوع سهام عادي ميباشد و با توجه به آنچه در مورد وضعيت بانکهاي ايراني و مشارکت آنها در تأمين منابع مالي و ترکيب ساختار سرمايه شرکتها گفته شده به اين نتيجه ميرسيم که بانکها و تسهيلات آنها، نقش چندان مؤثري در تأمين منابع مالي مورد نياز شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید