باشد، لازم است قبلاً سود سهام ممتاز پرداخت شود. اما در صورتي که پرداختي به سهامداران عادي انجام نشود، پرداخت سود سهام ممتاز نيز ميتواند به تعويق افتد.
به هر حال در عرف کلاسيک، سهامدار ممتاز به دليل دريافت نکردن سود نميتواند شرکت را تحت تعقيب قرار دهد. تنها سهامداران ممتاز قبل از سهامداران عادي مطالباتشان را دريافت ميکنند. چه از محل سود و در زمان تداوم فعاليتها و چه از محل فروش داراييها در زمان توقف فعاليتها. شرکتي که هم سهامدار ممتاز و هم سهامدار عادي داشته باشد نخست بايد سود سهامدار ممتاز را بپردازد و اگر چيزي باقي ماند به سهامداران عادي پرداخت کند.
معمولاً سهام ممتاز را اوراق بهادار دورگه مينامند، زيرا داراي هر دو ويژگي سهام عادي و اوراق قرضه ميباشد. از ديدگاه مديران مالي سهام ممتاز جانشين مناسبي براي اوراق قرضه است و در هر زمان که انتشار اوراق مطلوب نباشد، شرکتها دست به انتشار سهام ممتاز ميزنند. تأمين مالي از طريق سهام ممتاز مزايايي را براي شرکت بدنبال دارد. از جمله اينکه برخلاف بهره بدهيها، پرداخت سود سهام ممتاز در صورت عدم کسب سود توسط شرکت الزامي بوده و سهامداران ممتاز نميتوانند موجب ورشکستگي شرکت شوند. سهامداران ممتاز در سودهاي اضافي شرکت سهيم نبوده (به استثناي سهام ممتاز با مشارکت) و تأثيري در سهم مالکيت سهامداران عادي ندارند (درصورتيكه سهام ممتاز فاقد حق راي باشد) و برخلاف بدهي ها، انتشار سهام ممتاز، مسـتلزم وثيقه گذاشـتن داراييهاي شرکت نميباشد. از طرف ديگر تأمين مالي از طريق سهام ممتاز معايبي همچون انتظار بازده بالاتر نسبت به اوراق قرضه و بدهيها به همراه دارد. همچنين سود سهام ممتاز هزينه قابل قبول مالياتي نبوده و در نتيجه صرفهجويي مالياتي به همراه ندارد.
بدين ترتيب تأمين مالي از طريق سهام ممتاز بدليل عدم الزام شرکت در پرداخت سود به سهامداران ممتاز، داراي ريسک بيشتري در مقايسه با بدهيها ميباشد و در مقايسه با سهامداران عادي بدليل برخورداري از نرخ سود ثابت ريسک کمتري را متحمل ميشوند. همچنين مانند سهام عادي و بر خلاف بدهيها فاقد صرفهجويي مالياتي ميباشد. بنابراين از نظر هزينه سرمايه بعد از بدهيها و قبل از سهام عادي طبقهبندي ميگردند.
4-3-4-2سود انباشته
سود انباشته از سودهاي باقيمانده در واحد تجاري پس از پرداخت سود سهام تشکيل ميشود. تأمين مالي از طريق سود انباشته موجب کاهش وجوه قابل پرداخت به شکل سود سهام ميشود، اما در مقابل توان سوددهي شرکت به سهامداران فعلي را در آينده افزايش ميدهد. دليل اين افزايش نيز آن است که چنانچه واحد تجاري به جاي سود انباشته از منابع تأمين مالي خارج از واحد تجاري استفاده نمايد، لازم است نوعي بازده براي اين منابع فراهم نمايد، که پرداخت چنين بازدهي در قالب بهره بدهي ها، سود سهام ممتاز يا سود سهام عادي، وجوه در دسترس جهت پرداخت سود سهام را در آينده کاهش خواهد داد. اصولاً، واحدهاي تجاري براي تأمين مالي سرمايهگذاريهاي خود، صرفاً به سود نگهداري شده از محل سود سال جاري اکتفا نميکنند، بلکه بسياري از مديران نيازهاي سرمايهگذاري خود را براي چند سال آينده پيشبيني نموده و براساس آن شروع به انباشتن سود مينمايند تا به هنگام نياز براي تأمين مالي پروژههاي سرمايهگذاري از آن استفاده نمايند. تحقيقات در کشورهاي مختلف نشان داده است که منابع مالي داخلي يکي از عمدهترين منابع مالي شرکتها است که نزديک به 60 تا 70 درصد نياز مالي آنها را مرتفع مينمايد. اين شيوه به ويژه در بازارهاي سرمايه تکامل نيافته مانـند بازار سرمـايه ايـران رايج تر ميباشد. چرا که مديران شرکت آگاهند چنانچه سود تقسيم شود براي تأمين مالي از منابع ديگر با دشواريهاي بسيار روبرو خواهند شد.
5-3-4-2 هزينه سرمايه
هزينه سرمايه حداقل نرخ بازدهي است که شرکت ميبايد به منظور جلب رضايت سرمايهگذاران خود به آن دست يابد. به بياني ديگر ميتوان چنين گفت که هر شرکتي داراي ريسک و بازده مخصوص به خود است. هر يک از گروههاي سرمايهگذار در شرکت، صاحبان اوراق قرضه، سهام ممتاز و سهام عـادي يک حداقل ميـزان بازده را ميخواهند تا ريسک متحمل شده براي سرمايهگذاري در شرکت را بپوشاند. بنابراين هزينه سرمايه آن سطح از نرخ بازدهي است که شرکت بايد به دست آورد تا بازده مورد انتظار سرمايهگذاران در شرکت تأمين شود.
اگر نرخ بازده سرمايهگذاري يک شرکت از هزينه سرمايهاش بيشتر باشد و اگر بدون بالا رفتن درجه ريسک، ميزان بازده افزايش يابد، ثروت سهامداران افزايش خواهد يافت. دليلي که در اين خصوص اقامه ميشود، اين است که اگر نرخ بازده شرکت از هزينه سرمايه آن بيشتر شود، دارندگان اوراق قرضه، سهام ممتاز و اعطاءکنندان وام به شرکت به نرخ بازده ثابت مورد انتظار خود خواهند رسيد و باقيمانده نرخ بازده در اختيار صاحبان سهام عادي قرار خواهد گرفت که از نرخ بازده مورد توقع آنان بيشتر خواهد بود. سود مازاد را ميتوان صرف پرداخت سود سهام بيشتر به سهامداران نمود و يا اينکه آن را مجدداً در شرکت سرمايهگذاري کرده و بدين ترتيب نرخ بازده دورهاي بعدي را افزايش داد در نتيجه مطلوبيت سهام عادي نزد سهامداران بيشتر ميشود و افزايش تقاضا منجر به افزايش قيمت سهام عادي در بازار ميگردد. بدين طريق، ثروت سهامداران افزايش خواهد يافت و هدف شرکت تـأمين ميگردد.
چنانچـه بين هزينه سرمايه و موضوع به حداکـثر رسانيدن ثروت سهامداران ارتباط برقرار گـردد، ميتوان هزينه سرمايه را اين چنين تعــريف نمود که، هزينه سرمايه حداقل نرخ بازدهي است که شرکت بايد تحصيل نمايد تا اينکه در ارزش شــرکت تغيــيري حاصــل نشده و ارزش شرکت کماکان حفظ گردد (جهانخاني و پارسائيان، 1374،ص318-317)1.
1-5-3-4-2 عوامل مؤثر بر هزينه سرمايه
در يک محيط اقتصادي و تجاري عوامل مختلفي وجود دارند که بر هزينه سرمايه تأثير گذاشته و موجب کاهش يا افزايش آن ميگردند(همان منبع،ص19)1.
هزينه سرمايه (نرخ بازده مورد انتظار سرمايهگذاران) از دو بخش کلي شامل نرخ بهره بدون ريسک و صرف ريسک تشکيل ميگردد که متأثر از عوامل مذکور ميباشند. به عبارت ديگر از يک طرف شرايط عمومي اقتصاد، عامل تعيين کنندة نرخ بهره بدون ريسک بوده و از طرف ديگر عواملي همچون شرايط بازار. تصميمهاي بازار تصميمهاي عملياتي و تأمين مالي در ميزان صرف ريسک مؤثر ميباشد.
شرايط عمومي اقتصاد
شرايط عمومي اقتصاد ميزان عرضه و تقاضاي سرمايه و همچنين سطح مورد انتظار تورم را تعيين ميکند. لذا همانگونه که در اقتصاد تقاضا براي پول مناسب با عرضه تغيير ميکند، سرمايه گذاران نيز نرخ بازده مورد انتظار خود را تغيير مي دهند و چنانچه افزايش در تقاضـا متــناسب با افزايش در عرضه پول نباشــد، سرمايه گذاران نرخ بازده مورد انتظار خود را افزايش خواهند داد. به همين ترتيب اگر تورم موجب کاهش قدرت خريد پول جديد گردد، سرمايهگذاران نيز انتظار نرخ بازده بيشتري را جهت جبران اين زيان خواهند داشت.
شرايط بازار
همـانـگونه که ريسك سرمايهگذاري افزايش مييابد، سرمايهگذار نيز نرخ بازده مورد انتظار خود را افزايش ميدهد. اين افزايش را صرف ريسک مينامند. افزايش در نرخ بازده مورد انتظار به معني افزايش هزينه سرمايه ميباشد. هر چه قابليت فروش اوراق بهادار افزايش يابد نــرخ بازده مورد انتظار سرمايــه گذار کاهش مييابد و در نتيجه منجر به تقليل هزينه سرمايه شرکت ميگردد.
3) تصميمهاي عملياتي و تأمين مالي شرکت
تصميمهاي اتخاذ شده در يک شرکت بر روي ريسک شرکت مؤثر ميباشد. اگر مديريت شرکت سرمايهگذاري را با سطح ريسک بالا بپذيرد و يا اينکه به ميزان زيادي از بدهي سهام ممتاز استفاده نمايد، ريسک شرکت افزايش مييابد در نتيجه سرمايهگذاران نرخ بازده بالاتري را انتظار خواهند داشت و اين امر سبب افزايش هزينه سرمايه ميگردد.
4) سطح تأمين مالي
هر چه سطح تأمين مالي شرکت افزايش يابد، عواملي همچون هزينههاي صدور و فروش اوراق بهادار، افزايش نسبت اهرمي و عرضه زياد اوراق بهادار موجب افزايش هزينه سرمايه ميشوند.
2-5-3-4-2 محاسبه هزينه سرمايه
در دنياي پيچيدة تجارت، مـحاسبه هزينه سرمايه شرکت، توام با مشکــلات و دشواريهاي عديـدهاي ميباشد. به همين علت و به منظور تسهيل محاسبات، ناچار به لحاظ نمــودن پارهاي از مفروضات ميباشيم. اين مفروضات عبارتند از:
ريسک تجاري ثابت
ريسک مالي ثابت
سياست تقسيم سود ثابت
بنابراين در محاسبات هزينه سرمايه بايد فرض نمائيم که اولاً ترکيب منبع مالي تغيير نخواهد نمود، ثانياً ريسک سرمايهگذاري در پروژههاي جديد مشابه با ريسک پروژههاي انجام شده قبلي ميباشد و ثالثاً اينکه تغييري در نسبت پرداخت سود سهام به سهامداران ايجاد نشده و شرکت سياست تقسيم سود ناشي را دنبال ميکند. همانگونه که منابع تأمين مالي شرکت متنوع و متعدد بوده و شامل بدهي، سهام ممتاز سهام عادي و سود انباشته ميگردد. هزينه سرمايه شرکت نيز ترکيبي از هزينه هر يک از اقلام خاص آن يعني هزينه بدهي، سهام ممتاز، سهام عادي و سود انباشته ميباشد.
از آنجائي که هر يک از منابع تـأمين مالي، نسبتي از کل سرمايه شــرکت را تشکيل ميدهد، لذا هزينه سرمــايه شرکت نيز ميبايستي با توجه به نسبت هر يک از اقلام خاص در تأمين سرمايه شرکت محاسبه گردد. بدين لحاظ براي محاسبه هزينه سرمايه شرکت از ميانگين موزون هزينه سرمايه استفاده مينمائيم. فرمول محاسبة هزينه سرمايه شرکت به صورت زير ميباشد :
( رابطه 1-3-2 ) محاسبه هزينه سرمايه
Kf = (%D)(Kd)=(%Ps)(KPs)+(%CE)(Ke)+(%RE)(Kr)
جائي که :
Kf = هزينه سرمايه شرکت ( ميانگين موزون هزينه سرمايه )
Kd = هزينه بدهي ( بلند مدت )
KPs = هزينه سهام ممتاز
Ke = هزينه سهام عادي
Kr = هزينه سود انباشته
%D= نسبت بدهي بلند مدت به سرمايه شرکت
%Ps = نسبت سهام ممتاز به سرمايه شرکت
%CE = نسبت سهام عادي به سرمايه شرکت
%RE = نسبت سود انباشته به سرمايه شرکت
بنابراين محاسبه ميانگين موزون هزينه سرمايه شركت مستلزم طي دو مرحله ميباشد. مرحله اول آن محاسبة هزينه هر يک از اقلام تشکيل دهنده سرمايه شرکت و مرحله دوم آن محاسبة نسبت مشارکت هر يک از منابع تأمين مالي در کل سرمايه ميباشد.
در ادامه به اختصار نحوه محاسبه هزينه هر يک از اقلام خاص سرمايه بيان ميشود.
6-3-4-2 هزينة بدهي
هزينة بدهي به سادگي قابل محاسبه است. بدين ترتيب که هزينه بدهي برابر با نرخ بهره پرداختي بابت استقراض ميباشد. يعني بهره پرداختي تقسيم بر ارزش بدهي :
(رابطه 2-3-2) هزينه بدهي
بهره
Kd =
اصل بدهي
اما طرز محاسبه هزينه مربوط به زماني است که تأثير ماليات ناديده گرفته شود و اوراق قرضه به قيمت اسمي به فروش برسد. تأثير وجود ماليات و فروش اوراق قرضه به کسر يا صرف و نيز تأثير زمان سررسيد بدهي بر هزينه سرمايه به شرح زير است :
الف) تأثير ماليات
بهره پرداختي بابت بدهيها ( استقراض ) يک هزينه قابل قبول مالياتي است. با افزايش ميزان هزينه بهره ميزان ماليات پرداختي کمتر ميشود. بطور خلاصه اينکه هزينه مؤثر بدهي ( به عبارتي هزينه بعد از ماليات ) کمتر از هزينه قبل از محاسبه ماليات است. با در نظر گرفتن تأثير ماليــات معادله قبل به شرح زير اصلاح ميشود :
( رابطه 3-3-2 ) هزينه بدهي با در نظر گرفتن تاثير ماليات
Km = Ka(1-t)
Km= هزينه مؤثر بدهي
t= نرخ ماليات
ب) کسر يا صرف اوراق قرضه :
اوراق قرضه عموماً با قيمتي متفاوت با ارزش اسمي به فروش ميرسند. اين اختلاف اصطلاحاً صرف يا کسر اوراق قرضه ناميده ميشود. در اينجا هزينه بدهي معادل نرخ بهره (نرخ کوپن) نيست. اين نکته را هم بايد در نظر داشت که ميزان صرف يا

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید