هزين? سرماي? خود شده‌اند يا خير؟ بديهي است تکيه بيش از حد شرکت‌ها به افزايش سرمايه و استفاد? نامناسب از آن و عدم بهره‌گيري از ابزارهاي ديگر مالي در جهت تأمين منابع مالي و مشکلاتي نظير افزايش هزينه سرمايه, رقيق شدن سهام، …. در ساختار مالي شرکتهاي پذيرفته شده در بورس را فراهم مي آورد و به دنبال آن قدرت سودآوري شرکت‌ها کاهش‌يافته و سرمايه‌هاي موجود در بورس به‌طرف فعاليت‌هاي اقتصادي ديگر سوق پيدا مي‌کند.
باتوجه به مطالب فوق، در تحقيق حاضر سعي بر اين است که به بررسي تأثير تأمين مالي از محل افزايش سرمايه بپردازيم تا بتوانيم رابط? آن را با بازده شرکت‌ها تبيين کنيم.
7-1 مدل تحليلي و شيوه اندازه گيري متغيرهاي تحقيق
براي تبيين رابطه ميان بازده سهام و روش هاي مختلف تامين مالي (از منابع خارجي) از فرمول هاي زير استفاده مي گردد :
( رابطه 1-7-1 ) بازده سهام و روش هاي مختلف تامين مالي
SRET: عبارت است از بازده سهام که براي محاسب? آن ( روش بازده واقعي ) از رابطه ذيل استفاده مي شود :
( رابطه 2-7-1 ) بازده سهام (روش بازده واقعي)
SRET_t=((P_(t+1)-P_t )+d+M+T)/P_t
قيمت سهام در ابتداي دوره
P_(t+1): قيمت سهام در پايان دوره
M: مزاياي حق تقدم
d: سود تقسيمي نقدي
T: مزاياي سود سهمي
EQUITY: عبارت است از تأمين مالي از طريق انتشار سهام، که براي محاسب? تأثير آن، مي توان از ميانگين نسبت حقوق صاحبان سهام به دارايي‌هاي شرکت‌هايي که اقدام به افزايش سرمايه نموده‌اند، استفاده نمود.
( رابطه 3-7-1 ) تأمين مالي از طريق انتشار سهام
EQUITY=(?_81^86?e/A)/n
n: تعداد سال‌ها
A: جمع دارايي‌ها
e: جمع حقوق صاحبان سهام
DEBT:عبارت است از تأمين مالي از طريق بدهي هاي بلندمدت، که براي محاسب? تأثير آن، مي توان از ميانگين نسبت بدهي ها به دارايي‌هاي شرکت‌هايي که اقدام به جذب بدهي نموده اند، استفاده نمود.
( رابطه 4-7-1 ) تأمين مالي از طريق بدهي هاي بلندمدت
DEBT=(?_81^86?L/A)/n
n: تعداد سال‌ها
A: جمع دارايي‌ها
L: جمع بدهي هاي بلندمدت
با توجه به اينكه در اين تحقيق هدف اصلي تبيين ارتباط بين “عامل افزايش سرمايه” بعنوان يکي از راه‌هاي تأمين منابع مالي و “ميزان بازده” مي‌باشد، لذا از نسبت‌هاي نرخ بازده دارايي‌ها (ROA)، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام عادي (ROE)، نرخ بازده دارايي‌هاي ثابت و نرخ بازده فروش (درصد سود به درآمد) جهت محاسبه تاثير افزايش سرمايه بر بازده شركتهايي كه افزايش سرمايه نموده اند، استفاده خواهد شد. به بيان ديگر در بررسي فرضيات اصلي از ميانگين تركيب خطي چهار شاخص ذكر شده براي تعيين تاثير افزايش سرمايه بر بازده شركتها استفاده مي گردد. در تجارت، اصطلاح بازده به معناي وسيع کلمه و حتي با مسامحه به منزله ارزيابي سودآوري مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
دو نسبت براي ارزيابي بازدهي وجود دارد که عبارتند از:
نرخ بازده دارايي‌ها (ROA)
نرخ بازده حقوق صاحبان سهام عادي (ROE)
نرخ بازده دارايي‌ها به بيان مختصر، موفقيت شرکت را در استفاده از دارايي‌هاي خود در جهت کسب سود مورد سنجش قرار مي‌دهد. يک معيار شناخته شده‌اي از سودآوري، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام عادي (ROE) مي‌باشد که اغلب به اختصار بازده حقوق صاحبان سهام يا به بيان خيلي ساده بازده ارزش ويژه ناميده مي‌شود. اين نسبت رابطه بين سود (زيان) دريافتي و سرمايه‌گذاري سهامداران عادي در شرکت را بيان مي‌کند. همچنين در برخي از شرکت‌ها ممکن است که دارايي‌هاي ثابت آن شرکت، نقش مهمتري در کسب سودآوري شرکت داشته باشد. بنابراين نسبت بازده دارايي‌هاي ثابت نيز مي‌تواند مورد آزمون در دو گروه از شرکت‌هايي که افزايش سرمايه داده يا نداده‌انـد، مورد استفاده قرار گيرد.
علاوه برنسبت‌هاي فوق، نسبت بازده فروش (نرخ بازده فروش يا درصد سود به درآمد) نيز يکي از نسبتهاي سود‌آوري پراهميت مي‌باشد و بيانگر اين است که سود بدست آمده چند درصد از ميزان فروش را تشکيل مي‌دهد. برحسب نياز و شرايط، منظور از سود مي‌تواند سود ناخالص، سود عملياتي، سود قبل از ماليات و يا سود بعد از ماليات باشد(مدرس ؛ عبدالله زاده ، 1378،ص 32 )1.
( رابطه 5-7-1 ) ميانگين تركيب خطي نرخ بازده شركتها
R =?1Y1 + ?2Y2+ ?3Y3+ ?4Y4
R: ميانگين تركيب خطي نرخ بازده شركتها
?1: ضريب نرخ بازده دارايي ها
Y1: نرخ بازده دارايي ها (ROA)
?2: ضريب نرخ بازده دارايي هاي ثابت
Y2: نرخ بازده دارايي هاي ثابت
?3: ضريب نرخ بازده حقوق صاحبان سهام
Y3: نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)
?4: ضريب نرخ بازده فروش (درصد سود به درآمد)
Y4: نرخ بازده فروش (درصد سود به درآمد)
( رابطه 6-7-1 ) نرخ بازده دارايي ها (ROA)
ROA : نرخ بازده دارايي‌ها
NI : سود خالص
A2 : متوسط مجموع دارايي‌ها
( رابطه 7-7-1 ) نرخ بازده دارايي هاي ثابت
R2 : نرخ بازده دارايي‌هاي ثابت
NI : سود خالص
A3 : دارايي‌هاي ثابت
( رابطه 8-7-1 ) نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)
ROE : نرخ بازده حقوق صاحبان سهام
NI(NIAT) : سود خالص (سود متعلق به سهامداران عادي)
E1 : متوسط حقوق سهامداران عادي
( رابطه 9-7-1 ) بازده فروش (درصد سود به درآمد)
S : بازده فروش (درصد سود به درآمد)
NI : سود خالص
S1 : فروش خالص
( رابطه 10-7-1 ) درصد نوسان بازار
SP : درصد نوسان بازار
P1 : قيمت تئوريك
P2 : قيمت بازار
( رابطه 11-7-1 ) قيمت تئوريك
P1 : قيمت تئوريك
P3 : قيمت قبل از مجمع
V: آورده نقدي
D : درصد افزايش سرمايه
8-1 مدل تبييني تحقيق
9-1 فرضيه هاي تحقيق
در اين پژوهش به بررسي اثر ” افزايش سرمايه ” بر ” نرخ بازده ” شرکت‌هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره‌هاي زماني تحقيق مي‌پردازيم.
1-9-1 فرضيه اصلي اول تحقيق
در پژوهش حاضر، محقق به دنبال ارتباط بين ” عامل افزايش سرمايه ” بعنوان يکي از راه‌هاي تأمين منابع مالي و ” ميزان بازده ” مي‌باشد به همين دليل فرضيه هاي اصلي به اين صورت بيان مي‌شود :
” بين نرخ بازده شرکت‌هايي که افزايش سرمايه داده‌اند و شرکت‌هايي که افزايش سرمايه نداده‌اند، تفاوت معني داري وجود دارد. ”
2-9-1 فرضيه هاي فرعي تحقيق
بين نرخ بازده دارايي‌ها ( ROA ) در شرکتهايي که افزايش سرمايه داده‌اند و شرکتهايي که افزايش سرمايه نداده‌اند، تفاوت معني‌داري وجود دارد.
بين نرخ بازده دارايي‌هاي ثابت در شرکت‌هايي که افزايش سرمايه داده‌اند و شرکت‌هايي که افزايش سرمايه نداده‌اند، تفاوت معني‌داري وجود دارد.
بين نرخ بازده حقوق صاحبان سهام در شرکتهايي که افزايش سرمايه داده‌اند و شرکت‌هايي که افزايش سرمايه نداده‌اند، تفاوت معني‌داري وجود دارد.
بين نرخ بازده فروش (درصد سود به درآمد) در شرکتهايي که افزايش سرمايه داده‌اند و شرکت‌هايي که افزايش سرمايه نداده‌اند، تفاوت معني‌داري وجود دارد.
3-9-1 فرضية اصلي دوم
” بين (درصد) افزايش سرمايه و بازده با توجه به سطوح مختلف نوسانات قيمت بازار، تفاوت معني داري وجود دارد. ”
10-1 متغيرهاي تحقيق
متغير، کميتي است که در دامنه‌هاي معين مي‌تواند از يک فرد به فرد ديگر يا از يک مشاهده به مشاهده ديگر، مقادير مختلفي را اختيار کند. بنابراين انجام هر پژوهشي مستلزم تعيين و تعريف هر يک از متغيرهاي تحقيق مي‌باشد.
متغيرهاي تحقيق حاضر به دو دسته تقسيم مي‌شوند: 1) متغير مستقل، 2)متغير وابسته.
1-10-1 متغير مستقل
متغير مستقل يک ويژگي از محيط فيزيکي يا اجتماعي است که بعد از انتخاب، دخالت و دستکاري شدن توسط محقق مقاديري را مي‌پذيرد تا تأثيرش بر روي متغير يا متغيرهاي ديگر مشاهده شود. به عبارت ديگر متغيرهاي مستقل شرايط يا خصايصي هستند که محقق در عمل آنها را براي اثبات ارتباطشان با پديده مورد مشاهده دستکاري مي کند.
در تحقيق حاضر عامل ” افزايش سرمايه ” متغير مستقل مي باشد و ساير عواملي که ممکن است بر متغيرهاي وابست? تحقيق ( بازده شرکتهاي مورد بررسي در هر دو گروه ) تاثير داشته باشد ثابت فرض شده است.
2-10-1 متغير وابسته
متغير وابسته متغيري است که تغييرات آن تحت تاثير متغير مستقل قرار مي گيرد. تحقيق حاضر داراي متغيرهاي وابسته به شرح زير مي باشد:
نرخ بازده دارايي ها (ROA)
نرخ بازده دارايي هاي ثابت
نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)
نرخ بازده فروش (درصد سود به درآمد)
درصد نوسانات بازار
11-1 تعاريف واژه ها واصطلاحات پژوهش
يکي از نخستين اقداماتي که در فرآيند حل يک مسأله تحقيقي لازم به نظر مي رسد اين است که اصطلاحات مهمي که درگذاره آن مسأله آمده، به گونه عملياتي تعريف شود (خاکي، 1387،67ص)1.
درتحقيق حاضر 8 واژه مهمي که تعريف عملياتي آن لازم به نظر مي رسد عبارتند از افزايش سرمايه، سهام، آورده نقدي، هزينه سرمايه، که در ادامه سعي خواهد شد هريک از اين واژه ها تعريف شود.
افزايش سرمايه
عبارت است از افزايش در ميزان سهام از لحاظ تعداد و مبلغ اسمي( تاري وردي، 1383،ص150)2.
سهام
ورقه سهم سند قابل معامله اي مي باشد که نشان دهنده ميـزان مشارکت و تعهدات و مـنافع دارنده آن سهم مي باشد. سهام منتشره از نظر حقوقي که به آن تعلق ميگيرد به انواع مختلف تقسيم مي شود که مهمترين آن عبارتند از الف: سهام عادي ب- سهام ممتاز (همان، منبع،ص 150)1.
آورده نقدي
مبلغي که هر سهامدار درصورت استفاده از سهام جديد که در هنگام افزايش سرمايه توسط شرکت اعلام مي شود بايد پرداخت کند که اين مبلغ براساس ارزش اسمي پرداخت مي شود و ميزان آن بستگي به درصد افزايش سرمايه دارد (همان، منبع،ص150)2.
هزينه سرمايه
هزينه سرمايه حداقل نرخ بازدهي است که شرکت ميبايد به منظور جلب رضايت سرمايهگذاران خود به آن دست يابد. به بياني ديگر ميتوان چنين گفت که هر شرکتي داراي ريسک و بازده مخصوص به خود است. بنابراين هزينه ســرمايه آن سطح از نرخ بازدهـي است که شرکت بايد به دست آورد تا بازده مورد انتظار سرمايهگذاران در شرکت تأمين شود (جهانخاني و پارسائيان،1374، ص318-317)3.
نرخ بازده داراييها
نسبت بازده داراييها، بازده بعد از احتساب ماليات بر درآمد شركت را از لحاظ سهامداران و اعتبار دهندگان در مقايسه با سرمايه گذاريهاي آنان نشان مي دهد. به عبارت ديگر، نسبت مزبور بازده اي است كه واحد انتفاعي براي كليه سرمايه گذاران و اعتباردهندگان تحصيل كرده است (شباهنگ، 1374،ص 298)4.
نرخ بازده داراييهاي ثابت
در برخي از شرکتها ممکن است که داراييهاي ثابت آن شرکت نقش مهمتري در کسب سودآوري شرکت داشته باشند. بنابراين نسبت بازدهي داراييهايي ثابت آن شرکت نقش مهمتري در کسب سودآوري شرکت داشته باشد. با اين نسبت سود هر ريال از وجوه سرمايهگذاري شده در داراييهاي ثابت شرکت را محاسبه مينمايند، به اين ترتيب که سود بعد از کسر بهره و ماليات را بر ميانگين کل داراييهاي ثابت تقسيم مينمايند (همان منبع،ص299)5.
نرخ بازده حقوق صاحبان سهام
هدف مديريت قاعدتاً تحصيل حداكثر بازده براي سرمايه گذاري سهامداران عادي در واحد انتفاعي است. بنابراين، نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، بهترين معيار يگانه براي سنجش موفقيت واحد انتفاعي در دستيابي به هدف مزبور محسوب مي شود (همان منبع،ص 298 )1.
نرخ بازده فروش (درصد سود به درآمد)
حاشية سود خالص، نسبت سود خالص به فروش است. اين نسبت سودآوري درآمدها را نشان مي‌دهد. در نتيجه معيار مهمي براي ارزيابي عملکرد عملياتي شرکت مي‌باشد، همچنين اين نسبت در زمينه اثرات قيمت‌گذاري محصولات، ترکيب بهاي تمام شده و کارآيي توليد نيز اشاراتي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید