اولیه،هوش عاطفی،و عزت نفس ما ایجاد می کند کسانی که هوش هیجانی پایینی دارنداز خود آگاهی بی بهره اند.بدون خود آگاهی قادر به افزایش عزت نفس نخواهیم بود.
نتایج مطالعه هوش هیجانی در نوجوانانی که مرتکب تخلفات جنسی شده بودند حاکی از پایین بودن هوش هیجانی در این نوجوانان بود.
در واقع اعتماد به نفس اکتسابی نبوده و باید کشف شده یابد. تا جایی که اعتماد به نفس عامل موفقیت در هر امری می شود و سربلندی و پیروزی آدمی را به دنبال دارد. مهم اعتقاد به توانایی هاست که نیروی محرکه ی اعتماد به نفس بوده.۶۳ اولین مرحله ی پرورش اعتماد به نفس بعد از روشن بینی، خودآگاهی است و خواتکایی، خود شیفتگی، تصور مثبت از خود، رویارویی با مشکلات، تقویت اراده، صبر و شکیبایی، تجربه آموزی و احترام به خود از عوامل دیگری هستند که اعتماد به نفس را ارتقا می دهند.۶۴امام علی (علیه السلام) می فرماید:”اعتماد به نفس از استوارترین و بزرگترین فرصت ها و دام های شیطان است.به مقداری که به نفس خود اعتماد داری به همان مقدار به نیرنگش هشیارتر باش.”۶۵
اعتماد به نفس حقیقی آن است که انسان مسئولیت زندگانی خود و شخصیتش را بپذیرد و برای تحقق و نیل به سعادت و کمال واقعی بکوشد؛از اینرو داشتن اعتماد به نفس لازم و ملزوم اعتماد به خدا و توکل به حق بوده و این فرد از نیروی خویش بهره جسته و کمک و نصرت حق را همراه و قرین خود کرده است . اعتماد به نفس در اسلام یعنی قطع امید انسان از هر چه عیر عمل خودش است. از اینرو شاکله ی اعتماد به نفس ارتباط مستقیم و دقیقی با عمل انسان دارد. عمل انسان نیز مربوط به اندیشه و نوع تفکر اوست؛ یعنی از یکسو کسی که خواهان تقویت و ارتقای آن است باید اندیشه و شیوه ی تفکر خویش را اصلاح نماید و از سوی دیگر به عمل خود توجه داشته باشد تا عمل او رسیدن به مطلوب را تضمین نماید.۶۶ از اینرو علامه طباطبائی بیان می کند که:”مراد از اعتماد به نفس این است که انسان در زندگی لیاقت ذاتی خود را به کار انداخته به امید دیگران ننشیند؛ نه اینکه از خدای تعالی بریده، خود را مصدر هر امید و آرزو و موثر حقیقی بداند.”۶۷
عزت نفس عامل مهمی در رشد و تکامل آدمی است. در آسیب شناسی خانواده یکی از عواملی که می تواند جلوی پاره ای از انحرافات را بگیرد تقویت عزت نفس در افراد است.آسیب پذیری نسبت به عزت نفس پایین و آن چه واقعا هستیم رابطه ای مستقیم دارد. تلاش برای عزت نفس عاملی است که ما را در مسیر تحقق بخشیدن به خود واقعی کمک می کند “آبراهام مازلو” که از پیشگامان روانشناسی انسان گرایانه است روی مفهوم عزت نفس تاکید فراوانی دارد و عزت نفس را عبارت از این می داند که دیگران او را انسان به درد بخوری بشناسند.
وقتی کسی نفس و مقام انسانی خود را بلند و نیکو می دارد و حاضر نیست آنرا برای هر کاری هزینه کند طبیعی است که مردم هم برای او احترام و عظمت قائل هستند. پس این ما هستیم که باید ارزش انسانی خود را گرامی بداریم.۶۸
-۳-۳-۱-۱-۲مولفه های اعتماد به نفس:
-۱-۳-۳-۱-۱-۲اطاعت و بندگی خدا:
کسی که خود را متصل به منبع لاایزال الهی می داند،در سخت ترین شرایط خود را به منبع عزت یعنی خداوند وصل و از این طریق عزت نفس خود را نیز حفظ می کند.
۲-۳-۳-۱-۱-۲-کرامت انسانی واحساس ارزشمندی:
کرامت از پایه های اعتماد به نفس و از ویژگی های برجسته ی آدمی در منابع دینی است.این مولفه علاوه بر معنی احترام به خود،دوری جستن از بدی ها و ناپسندی ها را شامل می شود.۶۹انسان اشرف مخلوقات است اگر کسی احساس ارزشمندی نکند و احترام به خود نداشته باشد به راحتی به هر پستی تن در می دهد.امام علی “علیه السلام” می فرمایند: جان های شما را بهایی نیست جز بهشت جاودان، پس مفروشیدش جز بدان”. ۷۰امام صادق “علیه السلام” نیز بیان می فرمایند: “خداوند تبارک و تعالی
اختیار همه چیز را جز حق خوار ساختن خود را به مومن سپرد.”۷۱
-۳-۳-۳-۱-۱-۲بی نیازی از دیگران:
یکی از راه های داشتن اعتماد به نفس بی نیازی از دیگران و داشتن مناعت طبع است. درخواست از دیگران انسان را خوار و ضعیف جلوه می دهد و از عزت نفس انسان می کاهد،امام علی “علیه السلام”می فرماید:درخواست های مادی زبان گوینده را ضعیف می کند، قلب قهرمان را می شکند،انسان آزاده ی قدرتمند را همچون برده ای ذلیل می گرداند،آبروی انسان را می ریزد و روزی را از بین می برد.۷۲
-۴-۳-۳-۱-۱-۲تغافل و چشم پوشی:
تغافل و چشم پوشی از اشتباهات دیگران و با اخلاق خوش برخورد کردن انسان ضعیف را دارای اعتماد به نفس جلوه می دهد و بر عکس این مسئله هم صادق است که عدم عفو و گذشت از عزت نفس انسان می کاهد.
۱-۱-۲-۳-۳-۵-توکل به خدا:
کسی که به خدا توکل داردهرگز یاس و ناامیدی به خود راه نمی دهد.توکل به خدا موجب خود باوری و داشتن حس ارزشمندی می شود و در سایه ی این خودباوری انسان دارای اعتماد به نفس بالا شده.افرادی که خداوند را نیرومند و شکست ناپذیر می دانند در موقعیت های دشوار زندگی بر خداوند توکل می کنند، تا ناتوانی خود را با قدرت وشکست ناپذیری خداوند جبران کنند.۷۳
-۶-۳-۳-۱-۱-۲مثبت اندیشی:
یکی از ارکان اعتماد به نفس است. زیرا منفی گرایی باعث می شود انسان به ناامیدی روی آورد و موفقیت های خود را نادیده بگیرد و فقط کاستی ها را ببیند.
-۷-۳-۳-۱-۱-۲مسئولیت پذیری:
پیامبر اکرم (ص)می فرمایند: “همه شما شبانید و همه شما در پرورش گوسفندان خود مسئولیت دارید. ” حضرت در این روایت همه افراد را به نحوه فردی و اجتماعی مسئول کارهای خویش خوانده اند.۷۴
-۸-۳-۳-۱-۱-۲روحیه ی مقاومت و شکست ناپذیری:
داشتن روحیه ی شکست ناپذیری و توان مقاومت در برابر سختی ها بر اعتماد به نفس انسان می افزاید.خداوند در سوره ی مائده،”عزت نفس”و روحیه ی مقاومت و شکست ناپذیری را یکی از ویژگی های اولیای خود برشمرده، ذیل آن می فرماید:”ذلک فضل الله یوتیه من یشاء”۷۵ این فضل خداست که به هرکس بخواهد[و شایسته ببیند]می دهد.
توکل، رعایت عفت، استقلال روحی-روانی، امیدواری، تفکر و تعقل عاقلانه، همت و اراده، دوری از ذلت و خواری از دیگر مؤلفه های اعتماد به نفس اند.
-۴-۱-۱-۲خودشکوفایی
-۱-۴-۱-۱-۲تعریف خود شکوفایی:
به معنای گرایش بنیادی هر شخص برای تحقق بخشیدن هر چه بیشتر توانایی های بالقوه (ذاتی) خود می باشد.
خودشکوفایی به عنوان یکی از عوامل موثر در هوش هیجانی مطرح شده است. یافته های تحقیقات نشان می دهد که بین هوش هیجانی و خود شکوفایی، همبستگی مثبت معنادار وجود دارد. بدین معنی که با افزایش میزان هوش هیجانی،سطح خودشکوفایی افراد افزایش می یابد. بنابراین، هوش هیجانی قادر به پیش بینی توانایی خودشکوفایی افراد می باشد.
-۲-۴-۱-۱-۲خودشکوفایی در قرآن و روایات و روانشناسی:
انسان کامل کسی است که علاوه بر انجام واجبات مانند نماز، زکات و ترک گناه و معصیت، مسئولیت هایی را بر عهده می گیرد که فراتر از وظائف مومنان است او کسی است که در جهت تکامل فردی و اجتماعی می کوشد. ۷۶در قرآن از روان و آن جنبه از شخصیت که از آن با عنوان خود یاد می شود، با عنوان نفس نام برده شده است. پایین ترین حدی که قران در تعریف نفس انسان بیان می کند، زندگی این دنیا او را مغرور ساخته و به خاطر اعمال خود گرفتار است.۷۷ قران از بعد دیگر نفس هم سخن می گوید: اینکه نفس انسان،آگاه است و می داند مبرا از زشتی نیست و اگر انسان از دستورات و دعوت نفس به سوی زشتی ها و شرور سرپیچی کند، رحمت خدایی دستگیرش شده، او را از پلیدی ها منصرف و به سوی عمل صالح موفق می نماید. ?وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ ?۷۸بر اساس آیات سوره شمس، کمال نفس انسان در این است که بر حسب فطرت، تشخیص دهنده ی فجور از تقوا باشد.
برای شناخت بهتر و بیشتر خود شکوفایی سوره فرقان تصویر بهتری را ارائه کرده است و نظر معمار انسان (خداوند متعال )در حیطه ی خودشکوفایی و کمال به شناخت خود شکوفایان کمک می کند. از آیه ۶۳، سوره فرقان? عِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا? ۷۹ به معرفی ویژگی بندگان خدا با عنوان عباد الرحمن پرداخته و تصویری از سیرت یک انسان کامل و نشانه هایی از بندگان خدای رحمان را کرده است: نخستین ویژگی که برای عبادالرحمن عنوان شده، تواضع آن هاست که در جزئی ترین رفتارهای آن ها،از جمله راه رفتن هویداست.
۲. حلم و بردباری آن هاست : “هر گاه جاهلان به آن ها خطاب و عتابی کنند، با سلامت نفس (و زبان خوش)جواب دهند.
۳.عبادت و شب زنده داری: از دیدگاه انسان گرایی نیز افراد خود شکوفا دارای لحظات اوج و لذت معنوی هستند که در آن لحظه خود و جهان مادی را فراموش می کنند .
۴. بیم از عذاب الهی: خوف و رجا، بیم و امید، دو عامل روحی است که در تکامل انسان نقش موثری دارند و هیچ نوع بهبود و اصلاحی، بدون این دو صورت نمی پذیرد. هر گاه امید به مغفرت و آمرزش خدا در روح انسان نباشد هرگز بشر به فکر اصلاح خویش نمی افتد.
۵ .میانه روی در انفاق
۶. یکتاپرستی
۷. احترام به جان انسان هاست
۸.عفت و پاکدامنی و دوری از زناست
۹. پاکسازی روح و روان: به سبب اهمیتی که توبه در پاکسازی محیط و سعادت افراد انسان دارد، یکی از تعالیم ارزنده و سعادت بخش اسلام، موضع ندامت و توبه پذیری از گناهان گذشته است .
۱۰.پرهیز از کارهای بیهوده
۱۱.کنجکاوی در آیات الهی
۱۲. درخواست از خداوند که آن ها را پیشوای پرهیزکاران قرار دهد.
از دیدگاه قرآن تمام انسان های سالم این امکان برایشان وجود دارد که استعدادهای خود را به فعلیت برسانند و خود را شکوفا سازند. درباره ی خودشکوفایی از نظر اسلام می توان گفت:انسان ها مانند معادن طلا و نقره اند وپیامبران برای استخراج این معادن آمده اند. در روایات چنین آمده است:”الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه”،۸۰مردم معدن هایی مانند معادن طلا و نقره اند. از نظر قرآن هیچ موجودی، فاصله ی قوس صعود و نزولش به اندازه ی انسان نیست. در قوس صعودی،انسان مسجود فرشتگان ص:۷۱خلیفه ی خدا در زمین بقره:۳۰امانتدار الاهی احزاب:۷۲و آفریده ای است که به نیکوترین شکل خلق شده است مومنون:۱۴،تین:۴و به شرط انجام عمل صالح،بهترین موجودات خواهد بودبینه:۶انسان می تواند به جایی برسد که جز خدا چیزی نبیند. ? ثمُ‌َّ دَنَا فَتَدَلیَ‌ فَکاَنَ قَابَ قَوْسَینْ‌ِ أَوْ أَدْنیَ‌? ۸۱ در وصف انسان کامل بیان شده است.در معراج پیامبر(ص) “سیر صعودی آن حضرت به حدی رسید که جبرئیل گفت:اگر

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید