آغازین بکار می گیرند و ظاهراً طبقه بندی اصول مشروعیت محلی واصول سیاست را بصورت یک ناقل ثابت دائمی برای تفکیک اختلافات مستمر در آخرین مرحله امکان پذیر
می سازد .
خلاصه اینکه پیمان های صلح درتلاش برای بکارگیری یک قالب قانونی، طرح ریزی وتنظیم می شوند و به نظر می رسند هدفی که بطور قانونی تعیین شده است را ثابت می کند هم چنین این اهداف تاکنون تا حدی با محدودیتهای دسته بندی های قانونی بومی، خنثی می شوند ودر حال حاضر، مشکلات تناسب توافق بین مدعیان دولتی وغیر دولتی دراین مقولات هدایت می شود. میزان پذیرش وایجاب با الزامات انجام شده ایی بدست می آیند که در یک نظریه واضح و مشخص بصورت عهدنامه یا قانونی بهره برداری می شودو با فقدان رابطه بین مدعیان قانون و مدعیان رسمی توافق تحلیل می شود و ماهیت ویژه توافق صلح و پیمان صلح بعنوان یک سند بانجام رسیده مطرح می شود . این کمبودها به اهمیت طرح های قانونی بصورت راه چاره ای برای قانون رسمی اشاره دارد و کمک می کند تا دلیل اینکه طرح پیمان صلح با نوآوری های رایج و با توجه به الگوهای تعهدات قانونی، وکالت شخص ثالث را بررسی کند را توضیح دهد و این صرف نظر از این است که آیا آنها می توانند در مقوله های قانونی رسمی قرار گیرند یا نه ؟

فصل چهارم – ماهیت تکالیف حقوقی در چهار چوب موافقتنامه های صلح :
محدودیتها وکمبود طرح های قانونی ممکن است با چگونگی انجام ماهرانه تعهدات قانون پیمان تاحدی جبران شوند . تعهدات دقیق ومنسجم، مورد استدلال واقع شده اند واقدامات عملی را با شفافیتی که اجراونقض را مد نظر قرار میدهند،تسهیل می بخشد، که این کشش قابلیت پذیرش اصلی آنها را افزایش می دهد .
برعکس، زبان غیر صریح و مبهم می تواند کشش و توان قابلیت پذیرش را حتی از تعهدات اخلاقی که در الگوهای اجباری قانونی ، طراحی شده اند کاهش دهد.مشروعیت تعهدات اختلاقی هم چنین به مباحث قانون اساسی ،بصورت یک شیوه مهم ویکسان از طراحی تعهدات قانونی در شرایط قانونی اشاره دارد . دراین محدوده، تمایز پیمان های صلح با مشکلات ناشی از تعهدات قانونی ضمنی که در مراحل مختلف جریان صلح برای مشروعیت وقانونی شدن مراحل مختلف شرایط صلح برعقاید مختلف تکیه دارند ، به جلو پیش می رود .
۱-دقت موافقت نامه های صلح برای اهداف کوتاه مدت :
اصطلاح” تسلیم بدون قید و شرط” برای اولین بار در اسناد مختلفی که پس از جنگ جهانی دوم میان متفقین به امضا رسید به کار برده شد.
“تسلیم بدون قید و شرط” عهدنامه ای است که به موجب آن یک نیروی نظامی در میدان نبرد یا در یک مکان مستحکم، چون قلعه یا پادگان، خود را تسلیم دشمن میکند(ماده ۳۵ مقررات لاهه) و نتیجتأمخاصمات متوقف میشود.
هدف تعهدات پیمان صلح، در خاتمه به خشونتهای فوری، بطور واضحی بر مبنای انتخاب و طراحی دقیق قانونی کردن تعهدات قانونی والزامات می باشد برقراری آتش بس، رفع بسیج عمومی و غیر نظامی کردن به تعهدات صریح و قابل رسیدگی نیاز دارد که بعنوان الزامات صریح، قابل استناد می باشند .
زبان پیمان های صلح این را مطرح می سازد که : پیمان صلح از طریق اعضای موافق نیروهای مسلح و مشخصات تسلیحات و برنامه ساعت کار وحتی نقشه ها ، نوشته می شوند . تحقیق برروی موفقیت یا شکست این تعهدات، اهمیت وصحت موفقیت را قطعی می سازد . در واقع این تحقیق چنین اظهار می دارد که صحت ممکن است در محدوده سازی حدود خطاهای بارز در زمان عقب نشینی ارتش،موُثر واقع شود . تعهدات دقیق مربوط به رفع بسیج عمومی و غیر نظامی کردن نیز بطور خاصی مربوط به نظارت شخص ثالث، تفسیر واجرا می باشد . توافق های صلح اغلب تمام جزئیات کامل وکالت نامه ، وظیفه ها و ویژگیهای تحقیق را همانطور که در مقررات جامع پروتکل آنگولاس لوساکا ۱۳۴ در سال ۱۹۹۴ دی پی ای بوسنی در سال ۱۹۹۵ و توافق نامه سیرا لئون ۱۳۵در سال ۱۹۹۹ نشان داده شده است، ارائه می دهند.

۲-دقت موافقت نامه های صلح و اهداف سیاسی موافقت نامه :
پیمان های صلح هم چنین صحت وجزئیات را در قالب حکومت داخلی نشان می دهندو هدف آنها در شکوفایی بطور خاص درباره توافق های ضمنی وموقتی است به همین شیوه، رفع بسیج عمومی بر واگذاری قدرت دلالت دارد بنابراین، مقدمات جدیدی برای دولتها، اعمال میکنند . نیروی برد انتقال قدرت سیاسی تنها برای مدعیان حائز اهمیت است . زیراآنها به آسیب پذیری که با تعهدات مربوط به رفع بسیج عمومی بوجود می آیند، ارتباط دارند . هم چنین صحت نیز باید با موضوعات قانونی تخصصی بررسی شود که درآنها تحولی شبیه تحول در روش قانون وشیوه قانونی قابل اجرا رخ می دهد و مانند نوع قانونهایی که اجباری هستند و زمان بندی خاص مربوط به زمان و چگونگی شیوه های قانونی که تغییر خواهند کرد وجزئیات تاثیر این تغییرات بر موقعیتهای قانونی وسیاسی مثل ریاست، پلیس و دادگاه ها مقرارت ضمنی و موقتی مصالحات بروندئی اروشا ۱۳۶وقانون اساسی موقتی آفریقا نمونه هایی از آن می باشند . ۱۳۷ علاوه بر این، درجات بالای صحت اغلب ویژگیهای مقررات بلند مدتی در مورد چگونگی حفظ قدرت و بکارگیری آن است دراینجا، صحت تعهدات پیمان صلح مربوط به محتوای واقعی الزامات در خلال مفهوم متقابل و نفع شخصی آگاهانه می باشد . طرح های پیمان های صلح اغلب بر انگیزه های موجود در زمینه تعاون و اجرای خودبخودی تأکید دارند که با پیش بینی الزامات متقابل در سطوح توقف خشونت و ایجاد شرایط دموکراتیک، مطرح میشوند . برای نخبگان سیاسی ونظامی مصالحه های اساسی بدست می دهند و رای در جزئیات کاملاً دقیق وواقعی است بطوریکه مدعیان تلاش می کنند نتیجه هر قراردادجدیدی را برای قدرت خودشان، پیش بینی کنند . بنابراین برای گروه نژادی که ادعاهای جدایی گرایانه اش منطبق با مواردی کمتر از خود دولت می باشد جزئیات چنین قدرتی به نهادهای مرکزی ومنطقه ای محول می شوند ،روابط نهاد با سازمان دولتی وتعداد دقیق گروه های نژادی در نهاد مرکزی وناحیه ای وارزیابی آنها با توجه به قدرتهای دارای حق رأی و نفی رأی یااصلاحیه مطابق با قانون اساسی و ویژگیهای مربوط توقف شکست همگی در توافق امری قطعی هستند .۱۳۸
پیمان صلح برای بروندئی وایرلند شمالی و آفریقای جنوبی و بوسنی وهرزگویین بطور جزئی درنتایج حاصل شده است . بطور مشابه برای گروه های مسلح در اختلافات راست ،چپ، حرکت برای مشارکت سیاسی اساساً شامل جزئیاتی در مورد اصول دموکرتیک است که دولت ونهادهای اصلی اش را اداره می کند و مکانیسم های دقیق وصریحی که با آن ، دموکراسی چند حزبی آشکار می شود را کنترل می کند . پیمان های موزامبیک۱۳۹ ، گواتمالا ۱۴۰ و سالوادور ۱۴۱بعنوان نمونه، مطرح می شوند.۱۴۲ این جزئیات سازمان دهی شده اختلافات نیز به درون مقررات و تساوی حقوق بشری که اساساً بخشی از نقشه قدرت را شکل می دهند، نفوذ می یابد و بدقت به اصول انضباطی دولت، گره می خورد . در مورد اختلافات نژادی جزئیات اغلب در بوجود آوردن تساوی و برابری در ساختار دولت مرکزی امری مسلم می باشد و در حالتی خاص برای اقلیت ها تقسیمات فرعی،در قلمرو غیر قانونی رها می شود. در مورد اختلافات ایدئولوژیکی ،جزئیات حقوق بشر، نقش مهمی در پذیرفتن تعهد فرآیند دموکراتیک شدن اجرا می کند. برای مثال با ارائه حقوق خاصی در سازمان سیاسی یا با تمرکز برحذف و رد سوء استفاده حقوق بشر این جنبه با تاکید برعدم تبعیض در دی پی ای بوسنی و در مقررات جزئی که هدف آنها متوقف کردن نابودی پیمان های حقوق بشرگواتمالا ۱۴۳ السالوادور ۱۴۴ می باشد ، نشان داده شده است .
و در کنار مقررات جزئی برای بهسازی سازمانهای قانون اساسی و در آخرین توافقات آنها مشاهده می شوند میزان جزئیات تاُثیرات قراردادی، قانون اساسی پیمان صلح ، همانطور که نشان داده شده، تاحدی درمغایرت با خصوصیات آنها بعنوان قانون های اساسی می باشد اما اهداف قطعه نامه اختلاف معمول ورایج را منعکس می سازد .
۳-محدودیتها و موانع دقت در موافقت نامه های صلح :
هم چنین محدودیتهایی در نفوذ پذیرش صراحت ودقت در مفهوم پیمان صلح وجود دارد که اهمیت شیوه های مرسوم قانونی کردن و مشروعیت را نشان میدهد . دقت وصراحت ممکن است برای بوجود آوردن انگیزه در تعاون ، در جائیکه موافقت نامه هر توافق واقعی بین احزاب و مدعیان را مورد حمایت و حفاظت قرار نمی دهد کافی نباشد . بنابراین، مشکلات عدم اجرای آن برای مثال رواندا۱۴۵ ، فایرلین۱۴۶و در حدکمتر بوسنی، فقدان توافق حقیقی موجود در بطن یک مصالحه را کاهش می یابد۱۴۷ این پیمان های صلح در حدکمتر یا بیشتر پایگاههایی برای ترغیب و اغوای دستور الجلسه های نظامی تغییر نیافته جامع وکامل می باشد مصالحه امشا ۱۴۸ از رواندا حتی مسئولیت کمک به قتل عام و کشتار دستجمعی را با تغییر تعادل قدرت سیاسی و نظامی بومی، بعهده داشت که دراین حال قادر به گلاویز شدن ودست وپنجه نرم کردن با نقص وفقدان تعهدات مدعیانی که باعث می شدند مصالحه موثر واقع شود، نبود دقت و صراحت هم چنین ممکن بود ابزار اصلی برای مدیریت مشکلات طولانی مدت اجرایی که نمی توانستند تخمین زده شوند، نباشد فرضی مبنی بر اینکه که اعمال تعهدات متقابل ممکن بود در زمان، ناتمام باقی بماند بطور خاصی همچون جریانات صلح ، وارد عرصه اجرای بومی می شود .
در مقابل تعهدات پیمان صلح متقابل که مخالف عقاید عمومی است می توانداغلب بذر خود انتقال توافق را از قید تعهد رها سازد .مثلاً درایرلند شمالی، عملکرد انجمن تفویض شده ( یک هدف عضواتحادیه اصلی ) مشروط بر عملکرد هیاتهای دارای حریم متقابل می باشد که اعضای اتحادیه اصرار داشتند که موضوع مجلس خواهد بود .
همچنین تحت اعمال فشار از جانب انجمن ها واحزاب مخالف توافق، نگرش اعضای اتحادیه نسبت به فقدان اعطای حکم آنها، میل آنها به حکومت خودگردان را مغلوب می سازد ازاین نظر، منافع مشخص متقابل آنها محو می شود و مکانیسمی که مبتنی بر آن می باشد در حقیقت در مقابل تکمیل توافق و با نیاز به تمام موقعیتهای سیاسی که درابتدا دچار شکست و فروپاشی می شودو عاری از سلاح می باشد، عملی می گردد. بصورت موشکافانه تری، در آفریقای جنوبی، مکانیسم های پیوندی ومشارکتی ضمنی وتامین و حفاظت از اصول مشروطیتی که در حفظ اقلیت، موردهدف بود، بطور موثر با مقیاس تخمین زده نشده از پیروزی های وابسته به انتخاب کنندگان ای ان سی، مورد غفلت واقع می شود که بزودی درصدی از تغییر یک جانبه قانون اساسی را بدست می دهدبطور خلاصه مادامیکه دقت یک ابزار مهم برای اهداف کوتاه مدت پیمان های صلح است ، در ترویج و پیشبرد هدف طولانی مدت اصول مشروطیت بعنوان یک مکانیسم درتغییر شکل و دگرگونی اختلافات دائمی ومستمر، تاثیر کمتری دارد.

شاخص های منطبق

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید