هر جامعه ای به عنوان بخشی از فرهنگ خود تعریف خاصی از سلامت دارد. سلامت غالبا به عنوان نعمت در نظر گرفته می شود و ارزش آن به درستی شناخته نمی شود مگر زمانی که از دست برود. حضرت علی (ع) می فرمایند: مردمان قدر3 چیز را بعد از3 چیز می دانند: قدر جوانی را بعد از پیری، قدر امنیت را بعد از ناامنی و قدرسلامتی را بعد از بیماری. سلامتی یک روند پویاست و با گذشت زمان مفهوم آن تغییر خواهد کرد. قدیمی ترین تعریفی که از سلامتی شده است عبارتست از بیمار نبودن(1). تعریف سلامتی از دیدگاه سازمان جهانی بهداشت پذیرفته ترین تعریف موجود است که به این صورت بیان گردیده است: «سلامتی عبارتست از رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی  که فقط شامل فقدان بیماری یا نقص عضو نمی باشد». طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت سلامتی یک مساله چند بعدی (جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی) بوده و این ابعاد بر یکدیگر اثر کرده و تحت تاثیر یکدیگر قرار می گیرند چنانچه مشکلات جسمی بر روان فرد و مشکلات روانی بر جسم فرد و هر دوی آنها بر جامعه و اختلالات جامعه بر دیگر ابعاد سلامتی اثر می گذارند. لذا اقدامات انجام شده برای ارتقاء سلامتی باید به تمامی جوانب سلامتی فردی (جسمی، روانی، معنوی ) و سلامت کلی جامعه  توجه  داشته باشد(1).

بعد جسمی سلامتی عبارتست از عملکرد صحیح اعضاء بدن که ارزیابی آن  نسبت به سایر ابعاد سلامتی آسانتر است. بعضی از نشانه های سلامت جسمی عبارتند از: ظاهر خوب و طبیعی،  پوست تمیز، سیما و چشمان درخشان، اشتهای خوب و…(3).

بعد روانی عبارتست از توانایی تطابق و سازگاری با خود، دیگران و شرایط محیطی، به عبارتی هم زیستی بین واقعیتهای خود، مردم، و محیط زیست. همچنین داشتن عکس العمل مناسب در برابر مشکلات و حوادث زندگی(1).

بعد اجتماعی سلامتی از دو جنبه قابل بررسی است: ارتباط سالم فرد با جامعه (افراد، خانواده، مدرسه، محل کار)و سلامتی کلی جامعه که با توجه به شاخصهای بهداشتی قابل محاسبه می باشد. این بعد از سلامتی شامل: مهارتهای اجتماعی، عملکرد اجتماعی و توانایی شناخت هر فرد از خود به عنوان عضوی از جامعه بزرگتر است(3).

بعد معنوی یکی دیگر از ابعاد پیچیده سلامتی می باشد. از زمینه های عمده بیماری و مشکلات روانی و عوارض جسمی و اجتماعی آنها احساس پوچی، بیهودگی و تزلزل روحی است  که  ناشی از فقدان بعد معنوی در افراد است. ایمان، هدفدار بودن زندگی، پایبندی اخلاقی و توجه بیشتر به مسائل معنوی در زندگی باعث کاهش اضطراب و  تزلزل روحی شده و عوارض آنرا کاهش می دهد. البته در تعاریف دیگر ارائه شده از سلامتی، ابعاد دیگری همچون بعد عاطفی، بعد شغلی، بعد سیاسی، فرهنگی، تغذیه ای، درمانی، پیشگیری و… نیز  بیان  شده است(4).

همانگونه که دامنه گسترده ای از تعاریف مربوط به سلامتی وجود دارد، تعیین کننده های آن نیز گسترده و متنوع اند. در همین رابطه پیشرفتهای علوم اجتماعی در دوران معاصر روشن کرده است که سلامت می تواند تحت تاثیر عوامل اجتماعی، روانشناختی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی مردم قرار گیرد. در ادامه بحث به مهمترین عوامل موثر بر سلامت (وراثت و عوامل فردی،  محیط، سبک زندگی مردم، نظام مراقبت بهداشتی و خدمات ارائه شده ) اشاره می شود.

بسیاری از بیماریها تحت تاثیر خصوصیات ژنتیکی هستند هرچند درمورد بیماریهایی که ظاهرا جنبه ژنتیکی ندارند  نیز ممکن است خصوصیات فرد زمینه مساعد کننده ای برای بیماری فراهم آورد(1). اگرچه وراثت یا ژنتیک فرد غیر قابل تغییر است ولی در برخی موارد تحت تاثیر عوامل محیطی تعدادی جهش در ژنها بروز می کند. بنابر این سلامتی تا حدی به تشکیلات ژنتیک  انسان بستگی دارد(4).

عامل مهم دیگر که نقش بسیار مهمی در تعیین سلامت و بیماری افراد دارد، عامل محیط است(1). محیط از یک طرف به عنوان یک عامل جداگانه بر سلامت فرد اثر می گذارد و از طرف دیگر روی خصوصیات فردی نظیر شیوه های زندگی، وضعیت ایمنی و خصوصیات رفتاری فرد تاثیر دارد. اثر عوامل محیطی مانند آب، خاک و شرایط جغرافیایی  بر سلامت نیز بر کسی  پوشیده  نیست(40).

نظام مراقبت بهداشتی، سیاستهای بهداشتی جامعه و نحوه ارائه خدمات نیز در سلامت افراد جامعه نقشی اساسی دارند. اقدامات پیشگیری از طریق واکسیناسیون، بهسازی محیط، تامین آب آشامیدنی سالم، ارائه مراقبت به گروههای آسیب پذیر و… نقش  عمده ای در سلامت  کلی  جامعه  خواهد داشت(1).

یکی از مباحث  اساسی  روانشناسی  سلامت  و از عوامل مهم موثر بر سلامت سبک زندگی است که عبارت  است از ترکیبی از الگوهای رفتاری و عادات فردی در سراسر زندگی که در طی فرآیند اجتماعی شدن بوجود آمده است(4). رفتارهای افراد در زندگی روزانه که شامل تغذیه، استراحت، ورزش و کار، تفریحات و سرگرمیها، نحوه ارتباط با سایر افراد جامعه و… می باشند  تحت  عنوان  سبک  زندگی  بیان  شده  و از  عوامل  مهم  موثر  بر  سلامتی هستند  که  در عین حال می توانند در حفظ سلامتی و ارتقاء آن نقش داشته باشند(1). شیوه زندگی روشی است که فرد در طول  زندگی انتخاب کرده و زندگی اش را بر اساس آن تنظیم می نماید. زیر بنای سبک زندگی در خانواده
پی ریزی می شود و متاثر از فرهنگ، نژاد، مذهب، وضعیت اقتصادی واجتماعی، اعتقادات و باورها می باشد. بر این اساس شیوه زندگی مجموعه عقاید، طرحها، نمونه های عادتی رفتار، هوی و هوسها، تبیین شرایط اجتماعی یا شخصی است که تعیین کننده نوع خاص واکنش فرد می باشد(41). سبک زندگی از طریق روابط متقابل فرد با والدین، دوستان، خواهر، برادر، افراد هم سن و رسانه های گروهی آموخته می شود مانند سبک  زندگی سنتی و سبک زندگی پیشرفته. اهمیت سبک زندگی مطلوب تاحدی است که امروزه شاخه جدیدی در علوم پزشکی به نام ” طب سبک زندگی ” بوجود آمده که کاربرد آن در پیشگیری و کنترل بیماریهاست(1). مشاغل بهداشتی كه قبلا بر معالجه بیماری متمرکز بودند، اکنون توجهشان بر پیشگیری و تامین سلامت از طریق  بهبود  سبک  زندگی و حذف عواملی است که به نوعی تاثیر منفی برسطح سلامت انسان دارد. 53 درصد علل مرگ ومیر انسانها با سبک زندگی افراد مرتبط است (8). فرد در مقابل انتخاب الگوهای رفتاری و سبک زندگی و حفظ سلامت خود مسئول بوده و با این عمل در جهت حفظ و ارتقاء سلامت خود و پیشگیری از بیماریها تلاش می کند. بسياري از مشكلات بهداشتی از قبيل چاقي،  بيماري های قلبی و عروقی، انواع سرطان و اعتياد كه امروزه در اغلب کشورها خصوصا کشورهای در حال توسعه به چشم می خورد با دگرگونی سبک زندگی افراد آن جامعه در ارتباط است. سبك زندگی نامناسب هم چنين يكي از عوامل تاثير گذار در بروز بيماري هاي مزمن از جمله سرطان كولون، فشارخون بالا، بیماریهای انسدادی مزمن ریه، سیروز کبدی، زخم معده، ایدز و بیماریهای قلبی و عروقی می باشد(38). سازمان بهداشت جهانی معتقد است با تغییر و اصلاح سبک زندگی می توان با بسیاری از عوامل خطر سازی که جزء مهمترین عوامل مرگ و میر هستند مقابله کرد(42).

استعمال دخانیات یکی از سبکهای نامناسب زندگی بوده و از عادتهای  تحمیل شده توسط استعمار و استثمارگران بین المللی بر مردم است که متاسفانه به علت تبلیغات وسیعی که به منظور ایجاد ارزشهای کاذب برای مصرف کنندگان آن انجام شده و نیز در اثر ناآگاهی اکثریت مردم از ضرر و زیانهای اقتصادی و اجتماعی، سیاسی و بهداشتی استعمال آن روز به روز توسعه و رواج بیشتری پیدا کرده است(4و43). سیگار نسبت به مواد مخدر ارزانتر بوده و به آسانی در دسترس عموم قرار دارد و قبح اجتماعی مصرف آن نیز اندک است. بنابر این مردم بویژه  نوجوانان و جوانان به آسانی به استعمال سیگار روی می آورند و در اثر تداوم مصرف به آن معتاد می شوند. اهمیت تنباکو آنقدر است که در  گزارش مردم سالم تا سال 2010 که توسط سازمان بهداشت جهانی منتشر شده است  مبحث  تنباکو  یکی از  مهمترین  مسائل مورد توجه می باشد(11).

استفاده از سیگار می تواند باعث بیماری یا مرگ تدریجی گردد. سیگار موجب  بروز بیماریهای  قلبی، انواع  مختلف سرطان (ریه، حنجره، مری، حلق، دهان و کیسه صفرا) و بیماری مزمن ریوی می شود. سیگار کشیدن در دوران حاملگی منجر به سقط خودبخود، نوزاد کم وزن و سندروم مرگ ناگهانی شیرخوار می گردد(13). اختلال لیپیدهای سرم به صورت افزایش تری گلیسرید و کلسترول تام در نوجوانان سیگاری بیش از سایر هم سن و سالهایشان است. همچنین مقاومت در برابر انسولین و شاخص توده بدنی در نوجوانان سیگاری بالاتر بوده است(12). سیگار عامل20 درصد مرگهای  ناشی از بیماریهای  قلبی- عروقی و 30 درصد مرگهای  ناشی از سرطان هاست. در مورد سرطان  ریه  این میزان به 85 درصد نیز می رسد. به همین دلیل برخی پژوهشگران معتقدند سیگار مهمترین معضل بهداشتی جهان می باشد(44).

دودی که ازکشیدن یا آتش زدن سیگار خارج می شود سمی است (1) و حدود 4000 ماده خطرناک در آن وجود دارد. مطالعات نشان می دهد که مواجهه  ثانویه با دود سیگار در بالغین منجر به بیماریهای قلبی می گردد. تقریبا هر سال 3 هزارغیر سیگاری بدلیل استنشاق غیر مستقیم دود سیگار، به سرطان ریه مبتلا شده و می میرند(13). به طور میانگین  کسانی که هر روز سیگار می کشند 7 سال کمتر از کسانی که هرگز سیگار نمی کشند زنده می مانند(45). استفاده از تنباکو مسئول بیش از 430000 مرگ  در سال در بالغین در ایالات متحده می باشد، با وجود این هنوز 50 میلیون آمریکایی سیگار می کشند. این میزان مرگ و میر منجر به از دست دادن 5 میلیون سال از عمر بالقوه
می شود و هزینه های مستقیم  پزشکی ناشی از سیگار حداقل 50  بیلیون دلار در سال می شود(13) . تعداد مرگهای سالانه در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه در حال حاضر یکسان است، اما انتظار می رود تا سال 2030 این تعداد  مرگ  در کشورهای در حال  توسعه  به 7 میلیون برسد در حالیکه در کشورهای توسعه  یافته  حدود 3 میلیون  باشد و علت این است که مصرف سیگار در کشورهای در حال توسعه رو به افزایش است(46).

گروه سنی جوانان شامل افراد در سنین 18 تا 40 سال می باشد(1). جمعیت جوانان برای رشد و ترقی نیاز به پرورش در محیط مناسب دارند و آینده جهان بستگی به میزان توجه و اهمیتی دارد که به جوانانش می دهد. انسانها در این مرحله از زندگی در بسیاری از جنبه های مختلف زندگی از جمله سبک زندگی به تکامل می رسند و شیوه های زندگی سالم یا ناسالم را برمی گزینند. عقیده بر این است که عبور از مرحله نوجوانی و جوانی زمان  تغییر در روان و رفتار بوده و تصمیم گیری در مورد سبک زندگی سالم اساس شکل گیری شخصیت فرد است(9). گروه سنی جوانان علاوه بر اینکه خود در معرض خطرات کوتاه مدت و طولانی مدت ناشی از سبک زندگی ناسالم هستند، چون الگوی رفتاری برای بسیاری از افراد دیگر جامعه نیز هستند در واقع ترویج دهنده شیوه زندگی سالم یا ناسالم نیز می باشند (47).

مطالعات کشورهای توسعه یافته نشان می دهد که روند مصرف سیگار در قشر دانشجو رو به افزایش است و نتایج این مطالعات حاکی از آنست که دوران دانشجویی یک برهه زمانی خاص برای آغاز سیگاری شدن افراد می باشد. از طرفی به علت  نقش الگویی دانشجویان برای کودکان و نوجوانان، مصرف سیگار در میان دانشجویان به طور غیر مستقیم می تواند سبب افزایش مصرف  سیگار در محیطهای  بیرون دانشگاه  شود. از آنجا که دوران دانشجویی  زمانی است که بسیاری از الگوهای رفتاری درحال تکوین و تثبیت است،  لذا  مصرف  سیگار در دانشجویان  باید  به  دقت  مدنظر قرار گرفته و بررسی گردد. مطالعات  جدید نشان می دهد که  در زمینه پیشگیری از استعمال سیگار دانشجویان از اهمیت  ویژه ای برخوردار هستند، به طوریکه مصرف سیگار در دانشجویان حتی می تواند به عنوان شاخص مصرف سیگار در کل جوانان تلقی گردد(13).

گزارشهای متعددی در مورد تشویق افراد سیگاری به ترک سیگار و یا ترغیب اطفال و نوجوانان در مورد شروع نکردن و عدم اقدام به سیگار کشیدن موجود است که از نظر کلی این اقدامات زیاد مثمر ثمر نبوده است. از نقطه نظر آموزش بهداشت این مسئله دور از انتظار نیست، زیرا عوامل متعددی در تصمیم گیری افراد برای شروع یا ترک سیگار تاثیر دارند و پیشگیری از استعمال دخانیات باید در مقیاسهای وسیعی انجام شود. از آنجا که شواهد قابل توجهی وجود دارد که تبلیغات دخانیات در دهه های اخیر به طور خاص جوانان و نوجوانان را مورد هدف  قرار داده اند لذا آموزش این افراد درباره مضرات سیگار کشیدن از اولویت برخوردار است. هدف عمده این فعالیتها جلوگیری از شروع مصرف سیگار و یا به تاخیر انداختن آن بخصوص به وسیله ارتقاء سطح آگاهیهای نوجوانان و جوانان، افزایش اعتماد به نفس و تغییر شیوه زندگی آنان است(48و49). در رویکرد جدید سازمان بهداشت جهانی، مهمترین هدف آموزش بهداشت، تغییر رفتار بهداشتی مردم با کمک مشارکت خودشان است. برای تغییر رفتار ممکن است موانع و مشکلات زیادی وجود داشته باشد که مدلها و الگوهای آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت  عهده دار تعیین، تشخیص و انطباق این عوامل با ساختارهای فرهنگی و اجتماعی جامعه می باشند(48). از الگوها و مدلها می توان به عنوان مبنایی برای تحقیق و تنظیم فرضیه ها، مبنایی برای ارزیابی نیازها، رویکردهای مداخله ای و برنامه ریزی، پیش بینی نتایج مداخلات و شیوه های تحقیق و نیز اندازه گیری آثار مداخلات و تدوین مجدد و تعمیم آنها استفاده نمود. ویژگی تعمیم پذیری الگوها، به ارتقا دهندگان سلامت اجازه می دهد که برنامه های نظریه محور را در مکان های بسیاری  بتوانند به کار برند. یک الگو باید بتواند بیان کند که افراد چگونه تصمیمات مرتبط با سلامتی را می گیرند، راه هایی که عوامل اجتماعی و محیطی روی این تصمیمات اثر می گذارند را تعریف نماید و دیدگاهی پویا در زمینه های فردی و بین فردی کنترل کنندۀ رفتار فراهم آورد. بنابر این الگوها می توانند از طرق مختلف در آموزش و ارتقاء سلامت به کار گرفته شوند. الگوهای بکار رفته در مقوله تغییر رفتار بسیارند. الگوی باور بهداشتی که یک مدل روانشناختی است، مدل فردی مطالعه رفتار بهداشتی می باشد و یکی از اولین تئوریهایی است که منحصرا برای رفتارهای مربوط به سلامت بوجود آمد. بر اساس این الگو می توان  به  تبیین  اینکه  چرا  یک  فرد رفتار  غیر  بهداشتی خود را تغییر
می دهد در حالیکه دیگری اینکار را نمی کند پرداخت. الگوی باور بهداشتی مدلی است جامع که بیشتر در پیشگیری از بیماری نقش دارد تا کنترل آن .این مدل رابطه  بین اعتقادات  بهداشتی و رفتار بهداشتی را نشان می دهد و بر این  فرضیه استوار است که رفتار پیشگیری کننده  بر اساس اعتقادات شخص است.  این مدل در دهه 1950 میلادی توسط گودفری هاچبام و اروین روزنستاک در آمریکا پایه ریزی و سپس توسط بیکر و میمن اصلاح گردید. این مدل تئوریهای تصمیم  گیری روانشناختی را (که در تلاش برای توضیح عمل در قالب یک موقعیت انتخابی هستند ) به یک تصمیم شخصی در مورد رفتارهای بهداشتی جایگزین، مرتبط می سازد(26). این مدل توسط متخصصین مختلف در حوزه های مختلف رفتاری جهت طرح ریزی و ارزیابی مداخلاتی که در تغییر رفتار موثرند مورد استفاده قرار گرفته است(50). در سال 1950 در طراحی این مدل، روان شناسان اجتماعی نقش موثری داشتند که اساس کار آنها بر مبنای تئوری کرت لوین استوار بود(26).