استفاده کنندگان شود.که این امر بخصوص در ایران که کارایی بازارش مورد تردید است حائز اهمیت خاصی است . نکته دیگر این که جدای از مخالفان مدیریت سود که آن را موجب گمراهی استفاده کنندگان می دانند سایرین نیز که که به عنوان مدافعان مدیریت سود فواید آن را بر می شمارند نیز گاها به فوایدی که ممکن است این امر برای سهامداران داشته باشد اشاره می کنند و سایر افراد ذی نفع ازجمله بستانکاران را نادیده می گیرند . گذشته از برخی مطالعات اولیه که به نتایج قانع کننده ای منجر نشد اکثر مطالعات بعدی نشان داد که مدیریت سود سود بر عوامل مختلفی ازجمله امنیت شغلی مدیران ، قیمت سهام ، ریسک شرکت و در برخی موارد تخصیص منابع تاثیرگذار است که به این نتایج در ادامه خواهیم پرداخت.
در این جا به تعاریف متعددی که توسط اندیشمندان و متفکران در دوره های متفاوت صورت گرفته است به ترتیب زمانی ارائه خواهد شد:
مدیریت سود سود اقدامی منطقــی و عقلایی است که مدیران تلاش می‌کنند با بکارگیری ابزارهای خاص در حسابداری به آن دست یابند.
مدیریت سود بیانگر تلاش مدیریت برای کــاستن از نوســان‌های سود است، تا حــدی که در محــدوده خط مشی‌های حسابداری و مــدیریت منطقی و قــابل قبول محسوب شود.
مدیریت سود عبــارتست از کاستن عمـدی نوسان‌های سود که برای شرکت‌ها امری عادی به نظر می‌رسد.
فرهنگ حسابداری کهلر: هر شیوه‌ای که به منظور حذف بی‌نظمی داده‌ها طراحی شده است، همانند نوسان‌های غیرمعمول در یک منحنی که ممکن است در نتیجه شرایط غیر مستمر عملیاتی باشد را هموار سازی سود می‌نامند.
فرآیند مدیریت سود اصولاً یک عمـل سفسطه آمیــز و رندانه است که در محدوده اصول و استاندارهای حسابداری صورت می‌گیرد.
مدیریت سود سود عملــی است که اسبــاب سوء استفاده در گزارشگری مالی را فراهم می‌آورد و استفاده کنندگان صورت‌های مالی باید به این امر واقف باشند.
با توجه به وجود تحقیقات گسترده در زمینه مدیریت سود سود هنوز محققان حسابداری و مالی به تعریفی جامع و فراگیری دست نیافته‌اند و شاید بتوان گفت وجود انواع مختلف مدیریت سود از دلایل این امر باشد .لازم به ذکر است که بدانیم منظور از انواع مختلف مدیریت سود شیوه های متفاوت قابل قبول مدیریت سود می باشد (کاپو۲۱، ۲۰۱۰).
” ایکل”۲۲ انواع سودهای هموار را به صورتی که در قسمت بعدی شرح داده خواهد شد می‌داند.
۲-۱۰- انواع مدیریت سود
انواع مدیریت سود سود در شکل زیر ارائه گردیده است.
۲-۱۰-۱- مدیریت سود طبیعی: ۲۳
این نوع از مدیریت سود سود به جریان‌های سودی گفته می‌شود که از فرآیندهای عملیاتی ذاتاً هموار و واقعی بدست می‌آید. در برخی از صنایع همچون صنایع آب و برق و گاز که قیمت نسبتا ثابتی دارند و یا با نرخ ثابتی در حال رشدند حجم فروش و قیمت‌ها به طور ذاتی هموار است . به عبارتی در مدیریت سود طبیعی سود گزارش شده توسط مدیران دستکاری نشده است و به خودی خودی هموار بوده است .
“آناند موهان جول” و “آنجان وی. تاکور” می گویند که مدیریت سود طبیعی همراه با تصمیماتی است که بر توزیع وجه نقد شرکت تاثیر می گذارد و باعث از بین رفتن ارزش شرکت می شود (برویلته۲۴، ۲۰۱۰).
۲-۱۰-۲- سودهایی که به طور طبیعی هموار نیستند و تعمداً توسط مدیریت هموار شده‌اند: ۲۵
این نوع سودها در نتیجه تصمیمات اتخاذ شده توسط مدیریت واحد تجاری مدیریت سود شده اند و به تشریح آن می پردازیم :
۲-۱۰-۳- مدیریت سود واقعی( مدیریت سود معاملاتی یا اقتصادی): ۲۶
این نوع از مدیریت سود سود توسط مدیریت صورت می‌گیــــرد و مدیریت برخی از رویدادها و وقایع اقتصادی را کنترل می‌کند و روی آنها تاثیر می‌گذارد این نوع از رویدادها که توسط مدیریت کنترل می‌شود بر جریان وجه نقد تاثیر می‌گذارد مثـل فروش ‌های زودرس یا برعکس آن به تاخیر انداختن فروش واحد تجاری . از آنجائی که کنترل رویدادهای اقتصادی مستقیماً برسودهای آتی موثر مواقع می‌شود و به عبارتی تصمیمات مدیریت در شناسایی درآمدها و هزینه ها مستقیما بر سودهای آتی موثر واقع می شود مدیریت سود از این نوع را مدیریت سود واقعی می‌نامند (کاپو۲۷، ۲۰۱۰).
۲-۱۰-۴- مدیریت سود مصنوعی ( مدیریت سود حسابداری):۲۸
این نوع مدیریت سود ناشی از یک رویداد اقتصادی نمی‌باشد بلکه از اقداماتی ناشی می شود که اصطلاحاً به آن “دستکاری‌های حسابداری” ۲۹ می‌گویند. و تأثیری بر جریانات نقدی واحد تجاری ندارد. به عبارت دیگر مدیریت سود مصنوعی سود صرفاً‌ موجب جابجایی هزینه‌ها و درآمدها بین دوره‌های مالی می‌شود. به عبارتی در این نوع از مدیریت سود تقدم و تاخر در شناسایی درآمدها و هزینه ها باعث هموارشدن سود دوره می گردد . ما در این تحقیق تنها به این نوع مدیریت سود (مدیریت سود مصنوعی) می پردازیم .
۲-۱۱- دستکاری حسابها
دستکاری سود Income manipulation عبارت است از تغییر دادن سود توسط مدیران به شکل آگاهانه و با مقاصد خاص .
حسابها با این هدف دستکاری می شوند که تصور بازار از ریسک شرکت را تحت تاثیر قرار دهند . بر این اساس “استولوی” و “برتون” به بسط مدلی پرداختند که این مدل ریسک را به دو بخش متفاوت تقسیم می کند . اولین بخش ریسک با پراکندگی بازده مرتبط است و با سود هر سهم اندازه گیری می شود . دومین بخش متناظر با ساختار مالی شرکت است و با نسبت بدهی به دارایی سنجیده می شود .در چارچوبی که آنها ارائه داده اند . فعالیت های مربوط به دستکاری حساب ها را در ارتباط با این دو جنبه از ریسک طبقه بندی می کند (کاپو۳۰، ۲۰۱۰).
به طور کلی جریان های سود هموار شده را می توان به دو دسته تقسیم کرد :
الف ) جریان های سود هموار به طور طبیعی
ب ) جریان های سود هموار شده به قصد قبلی ( ایکل ۱۹۸۱)
جریان سودهای هموار به طور طبیعی ناشی از آن دسته از فرآیندهای ایجاد کننده سود هستند که جریانی هموار را به خودی خود ایجاد می کنند . از سویی دیگر جریان سود هموار شده با قصد قبلی جریان های سودی هستند که ناشی از تکنیک های مدیریت سود واقعی ، یا مدیریت سود مصنوعی هستند . مدیریت سود واقعی هنگامی رخ می دهد که مدیریت شرکت دست به اقداماتی می زند تا از آن طریق رویدادهای اقتصادی (ایجاد کننده درآمد) را به نحوی سازماندهی کند که منجر به تولید جریانی هموارشده از سود شوند . از سویی دیگر مدیریت سود مصنوعی سود هنگامی است که مدیریت شرکت زمانبندی ثبت های حسابداری را به نحوی دستکاری نماید تا از این طریق جریان های سود را هموار کند(برویلته۳۱، ۲۰۱۰). برخی از صاحبنظران تنها مدیریت سود مصنوعی سود را
ابعاد و جوانب و تئوری های مربوط به مدیریت سود:
ابعاد مدیریت سود وسیله ایست برای تحقق فرآیند مدیریت سود سود است داشر و مادکام در تفکیک همواسازی واقعی از مدیریت سود مصنوعی چنین اذعان می دارند (برویلته۳۲، ۲۰۱۰):
مدیریت سود واقعی به رویدادهای واقعی که بر اساس یا بدون توجه به تاثیرات مدیریت سود بر سود به عمل آمده است اطلاق می شود . در حالی که مدیریت سود مصنوعی مربوط به آن دسته از روش های حسابداری است که به قصد انتقال درآمدها یا هزینه ها از یک دوره به دوره دیگر اعمال می گردد.
هر دونوع مدیریت سود سود می تواند در مواردی غیر قابل تشخیص باشد . مثلا میزان هزینه های گزارش شده می تواند کمتر یا بیشتر از دوره های گذشته باشد و این کاهش یا افزایش نتیجه تاثیرات عمده بر میزان هزینه ها( مدیریت سود واقعی) یا روش های گزارش(مدیریت سود مصنوعی) بشمار رود (چینگ۳۳، ۲۰۱۰).
بر اساس یک طبقه بندی معروف مدیریت سود دارای یک بعد سوم به نام مدیریت سود طبقاتی است. بارینا و همکاران در تفکیک سه جنبه مختلف مدیریت سود به شرح زیر بیان می دارند :
۱- مدیریت سود از طریق رویدادها : مدیریت می تواند رویدادها را طوری زمانبندی نماید که تاثیر بر درآمد گزارش شده ، به تدریج نوسانات موجود را کاهش دهد اگر موانع زمانبندی برنامه ریزی شده وقایع ( مثلا تحقیق و توسعه) تابع قواعد مالی حاکم بر تشخیص مالی وقایع می باشد .
۲- مدیریت سود از طریق تفویض ( انتقال) در طول دور هایی از زمان : با عنایت به وقوع و تشخیص وقایع ، مدیریت دارایی کنترل گسترده تر در تعیین دوره ای است که تحت تاثیر کمی وقایع قرار می گیرد .
۳- مدیریت سود از طریق طبقه بندی : زمانی که ارقام صورت سود و زیان به استثناء سود خالص هدف فرآیند مدیریت سود است مدیریت خواهد بود به واسطه طبقه بندی صورت سود و زیان نوسانات در صورت یاد شده را به مرور زمان کاهش دهد .
آرتورلویت بر این باور است که شرکت های سهامی عام برای اعمال مدیریت بر سود شرکت از شش روش حسابداری (در مرحله عمل) استفاده می کنند :
۱- ارائه بیش از واقع ارقام ناشی از تغییرات
۲- طبقه بندی بخش مهمی از قیمت یک واحد خریداری شده به عنوان مخارج فرآیند تحقیق و توسعه ( یک هزینه جاری) به گونه ای که بتوان این مبلغ را یک باره هزینه کرد.
۳- ایجاد بدهیهای سنگین برای شناخت هزینه ها در آینده ( این بدهی ها به عنوان بخشی از خرید ثبت می شوند) و بدین وسیله مصون ساختن سودهای خالص آینده
۴- استفاده از مفروضات غیر واقعی برای برآورد
بدهی ها، در مورد اقلامی مانند برگشت از فروش ، زیان های ناشی از وام ، هزینه های تضمین( خدمات پس از فروش) به گونه ای که بتوان در یک دوره آینده از طریق منعکس کردن تعهدات بلند مدت سود خالص را بهبود بخشید .
۵- گنجاندن اشتباهات عمدی در دفاتر شرکت و توجیه عدم امکان در اصلاح این خطاها بر اساس استدلال مبنی بر این که مقادیر حائز اهمیت نیستند .
۶- شناسایی وثبت درآمد پیش از این که فرآیند تحصیل درآمد کامل شود .
همچنین تئوری مدیریت سود سود به نقل از گوردون به شرح زیر است :
۱- معیار انتخاب روش های حسابداری توسط مدیر حداکثر نمودن رفاه و آسایش شخصی خویش می باشد .
۲- رفتار و آسایش یه مدیر متناسب با موارد زیر افزایش می یابد :
الف ) امنیت شغلی
ب)افزایش نرخ رشد و سطح درآمد مدیریت
ج) سطح و نرخ رشد شرکت از حیث ابعاد گستردگی
۳- تحقق اهداف مدیریت به شرح مورد (۲) بستگی به رضایت سهامداران نسبت به عملکرد شرکت خواهد داشت چنانچه سایر جوانب یکسان باشد، هر اندازه رضایت سهامداران افزایش یابد به همان نسبت امنیت شغلی، درآمد و غیره مدیریت استحکام خواهد یافت
۴- رضایت سهامداران از شرکت متناسب با متوسط نرخ رشد سود شرکت افزایش می یابد .
با عنایت به این که چهار قضیه بالا و جود داشته باشد و یا اصولا پذیرفته شده باشد، می توان نتیجه گرفته که یک مدیر در محدوده اقتدار خود قادر است :
۱- سود گزارش شده را یکنواخت کند .
۲- نرخ رشد سود

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید