توجه به این نکته ضروری است که کار گروهی به معنای فعالیت مستقل گروهی از افراد نبوده و هماهنگی در انجام وظایف برای انجام موفق کارها ضرورت دارد(77) که لازمه آن ارتباط موثر میان گروه برای اطمینان از کیفیت مراقبت از بیمار است(78). در این میان پرستاران به دلیل دارا بودن ویژگی نقش های ارتباط دهندگی ، مدیریت و مشاوره همراه با مراقبت و آموزش بیمار می توانند بسیار موثر باشند. پرستار در ایفای نقش ارتباط دهندگی خود باید مشکل بیمار را شناسایی  کرده و به صورت شفاهی و یا کتبی آن را به دیگر متخصصین گروه گزارش دهد. بدین ترتیب پرستار باید قادر به ارتباط واضح و دقیق با دیگر متخصصین، به منظور تامین نیازهای مراقبت بهداشتی مددجویان باشد(52). مجمع پرستاران مراقبت ویژه امریکا نیز ارتباط ماهرانه پرستاران را در راس 6 استاندارد محیط کار سالم در بخشهای ویژه قرار داده و تاکید دارد که پرستاران باید در مهارتهای ارتباطی خود همانند مهارتهای بالینی حرفه ای عمل کنند(42).

تاکید بسیار بر ارتباط مناسب بین پزشک و پرستار بر اساس نتایج چندین مطالعه است که نشان داده اند بهبود ارتباطات کاری سبب افزایش ایمنی بیماران ، مداخلات موثرتر برای بیماران ، بهبود تبادل اطلاعات ، افزایش رضایت بیمار و خانواده وی و کاهش طول مدت بستری بیماران در بیمارستانها خواهد شد(79) . از طرف دیگر ارتباطات موثر با افزایش آگاهی از مسائل و مشکلات بیمار می تواند سبب ارائه راه حلهای بهداشتی مناسب، کاهش خطاهای درمانی ، تصمیم گیری ضروری در مورد ترخیص و انتقال بیماران، کاهش هزینه های درمانی و همچنین کاهش استرس و فرسودگی شغلی، افزایش بهره وری و افزایش دانش پزشکان در رابطه با حرفه پرستاری می گردد(76).

در مقابل نارساییهای ارتباطی در سیستمهای بهداشتی – درمانی طبق اعلام کمیته مشترک ملی امریکا از عوامل مهم بروز خطاهای پزشکی و مراقبتی است(80). برای مثال لئونارد در مطالعه خود نشان داد که نارسا ییهای ارتباطی منشا 70درصد خطاها به شمار می روند(81). مانوجلوویچ نیز در مطالعه دیگری نتیجه گرفت که فقدان ارتباطات درمانی و همکاری بین پزشکان و پرستاران ارتباط آماری معنی داری با افزایش میزان مرگ ومیر بیماران و پذیرش مجدد بیماران در بخشهای مراقبت ویژه دارد(21) .

اما متاسفانه شواهد نشانگر ضعف بسیار در ارتباط بین پزشکان و پرستاران است. برای مثال نتایج مطالعه راکر نشان داد که 75درصد تصمیم گیریهای بالینی بدون داشتن اطلاعات جامع و دقیق از بیماران صورت می پذیرد که نشان دهنده ارتباطات ضعیف تیم درمانی با یکدیگر است(80). البته نتایج چندین مطالعه دیگر نیز نشان داده اند که پرستاران بدلیل فقدان احترام متقابل در ارتباطات کلامی، آزار های کلامی و فقدان کار تیمی، تمایلی به برقراری ارتباط با پزشکان نداشته و از تعامل و ارتباط با پزشکان راضی نیستند (21, 82). این شرایط در حالی است که همانطور که در قبل به آن اشاره شد، ارتباطات موثر در بین پرسنل بهداشتی – درمانی می تواند سبب ارتقا فرآیندهای درمانی شود و هرگونه مشکل ارتباطی به عنوان یکی از دلایل بروز خطاهای مراقبتی و تهدید کننده ایمنی بیماران در بیمارستانها شناخته شده است(75). بنابراین همکاری و همراهی متخصصین مراقبتهای بهداشتی در افزایش کیفیت مراقبت و خدمات در کنار کاهش هزینه ها موثر می باشد.

کافی بودن تعداد کارکنان پرستاری[1] نیز از اجزای مهم شرایط محیط کار است که بعد کفایت پرسنلی و منابع میزان کارکنان پرستاری را برای ارائه یک مراقبت با کیفیت مورد توجه قرار می دهد(71).تعدادکارکنان پرستاری که با عنوان نسبت پرستار به بیمار یا کل ساعات کاری پرستاری برای یک بیمار در روز تعریف می شود(83)، همیشه از موضوعات بحث برانگیز بوده و همواره به عنوان یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار برکیفیت مراقبتهای پرستاری و بالطبع پیامدهای ایمنی ناخواسته مورد توجه قرار گرفته است(49).چندین مطالعه ارتباط معکوس معناداری را بین تعداد کارکنان پرستاری و میزان مرگ ومیر بیماران گزارش نموده اند. آیکن وهمکاران در سال 2008 متوجه شدند که احتمال وقوع مرگ ومیر بیمار در بیمارستانهای با نسبت پرستار به بیمار 1به8 ، 26/1 بار بیشتر از بیمارستانهای با نسبت پرستار به بیمار 1 به 4 است. همچنین ارتباط عدم وجود پرسنل کافی با دیگر پیامدهای ناخواسته در بیماران نیز مورد قبول می باشد(62).  برای مثال استون[2] و همکاران با بررسی ارتباط بین تعداد کارکنان پرستاری با عفونتهای مرتبط با  کاتترهای ورید  مرکزی ،پنومونی وابسته به ونتیلاتور ،عفونت ادراری مرتبط با کاتترها ،زخم فشاری ومیزان مرگ ومیر دریافتند که یک ارتباط معکوس معنی دار بین تعداد کارکنان پرستاری با شیوع عفونت خونی مرتبط با کاتترهای مرکزی ،پنومونی وابسته به ونتیلاتور ،زخم فشاری و مرگ ومیر 30 روزه پس از جراحی وجود دارد(83). بلگن[3] و همکاران   و ندلیمان[4] و همکاران نیز در مطالعات خود به این نتیجه رسیده اند که نسبت پرستار به بیمار پایین تر پیامدهای ضعیف تری برای بیماران بدنبال خواهد داشت (84, 85). در حالیکه افزایش نسبت پرستار به بیمار با افزایش احتمال شکست در نجات بیمار و افزایش میزان مرگ ومیر 30 روزه همراه بوده است (25).

یافته های فوق پیشنهاد کننده این موضوع هستند که بیماران بستری در بخشهایی با نسبت پرستار به بیمار مناسب تر ،پیامدهای کمتری را تجربه می کنند. به عبارت دیگر، ارتباط قوی بین نسبت پرستار به بیمار با پیامدهای بیماران وجود دارد (85). این شرایط در بخشهای ویژه اهمیت خاصی دارد. پرستاران بخشهای ویژه به دلیل نیاز به دقت بیشتر، دفعات زیاد مشاهدات و اندازه گیریها و ابعاد متعدد و مختلف مراقبت از بیماران بدحال باید از بیماران کمتری مراقبت نمایند. بنابراین بیماران بد حال بخشهای ویژه به تعداد بیشتر پرستاران با دانش و مهارت تخصصی  و مقادیر بالاتری از منابع مراقبت حاد نیاز دارند(86).

مشارکت پرستاران در اداره بیمارستان یکی دیگر از ابعاد شرایط محیط کار محسوب می شود که به معنای وجود فرصتهایی برای مشارکت پرستاران در تصمیم  گیریهای بیمارستانی، کمیته های پرستاری و سیاستگذاریها است(71).این بعد  در دهه های اخیر مورد توجه خاص قرار گرفته است. مقایسه سازمانهای سنتی که از شیوه مدیریت متمرکز و از بالا به پایین بهره می برند با سازمانهای که به شیوه مدیریت مشارکتی اداره می شوند نشان دهنده این است که در سازمانهایی که به شیوه مشارکتی اداره می شوند غیبت از کارکمتر ، نگرش مثبت تر نسبت به کار ، بهره وری بیشتر و ابتکار و خلاقیت بیشتری در بین کارکنان گزارش شده است(87). سازمانهای بهداشتی – درمانی نیز از این قاعده مستثنی نیستند .عدم مشارکت پرستاران در سیاست گذاریها و تصمیم گیریها سبب فقدان ارزش فردی ،احساس جز و زیر دست بودن ، کاهش اعتماد به نفس ، یاس و ناامیدی ، ناراحتی و عصبانیت ، دلسردی و عدم داشتن انگیزه می گردد . این در حالی است که مشارکت پرستاران در اداره بیمارستان و پروسه های درمانی سبب افزایش اعتماد به نفس ، تصمیم گیری بهتر، تقویت احترام انسانی و جایگاه اجتماعی ، ایجاد انگیزش و علاقه مشترک ، تحریک کارکنان به قبول مسئولیت و بهبود روحیه افراد برای کار گروهی ، ایجاد نگرش مثبت نسبت به سازمان ، افزایش تعهد فرد به سازمان ، افزایش رضایت شغلی وافزایش کیفیت مراقبت خواهد شد . مشارکت دهی موجب تقویت پرستاران و هدایت آنان به سمت ارتقای حس استقلال و کنترل بر عملکرد پرستاری می­شود. از طرف دیگر، مشارکت کارکنان در اداره امور سازمانها و تصمیم گیریهای راهبردی نوعی سازگاری و نزدیکی بین اهداف فردی و اهداف سازمانی بوجود آورده و آنها را در راستای یکدیگر قرار می دهد . دتریچ [5]مشارکت پرستاران در تصمیم گیریهای راهبردی و سازمانی بیمارستانها  را به عنوان یکی از راهکارهای حفظ و ارتقا نیروی کار پرستاری به شمار آورده است . از بین راهبردهایی که دتریچ برای  نگهداشتن پرستاران در حرفه خود موثر می داند می توان به مشورت و ارتباط با پرستاران ،شناسایی پرستاران از سوی مقامات مافوق ،مدیریت حمایتی و در نظر گرفتن فرصتهایی برای پیشرفت حرفه ای پرستاران اشاره کرد. مدیران مشارکتی در حرفه پرستاری با در نظر گرفتن ارزشمندترین دارایی سازمان یعنی منابع انسانی و به کار گیری روش مناسب برای بهره برداری از آن می توانند به عنصری حیاتی و اساسی در جهت موفقیت سازمانها دست یابند(88).